گوش کنید دانلود پادکست
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 17/02 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 17/02 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 17/02 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 17/02 دنباله برنامه
  • 16h00 - 16h05 tu
    GMT 16h00 17/02 اخبار جهان
  • 16h05 - 16h30 tu
    GMT 16h05 17/02 دنباله برنامه
  • 16h30 - 16h44 tu
    GMT 16h30 17/02 اخبار جهان
  • 16h44 - 17h00 tu
    GMT 16h44 17/02 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است
خاورمیانه

خطوط قرمز دمکراسی در خلیج فارس: تفاوت بحرین با تونس، مصر و لیبی

media Reuters

نگرانی آمریکا از تغییر احتمالی وضعیت در خلیج فارس تنها محدود به بحرین نیست. نگرانی بزرگتر مربوط به سرایت نا آرامی ها به عربستان سعودی است. به طور کلی، در بحرین و سایر کشور های عرب نفت خیز منطقۀ خلیج فارس، آنچه برای آمریکا از اهمیت و الویت بیشتر برخوردار است، ثبات منطقه است و نه حکومت اکثریت یا استقرار دمکراسی.

اعزام 1000 نفر نیروی های گارد ملی سعودی و 500 نفر نیروهای امنیتی امارات متحد عرب به پایتخت بحران زدۀ بحرین را دولت عربستان "پاسخ به دعوت رسمی دولت و بمنظور حفاظت از مراکز حساس بحرین" نامید و مخالفان حکومت، آن را "اعلان جنگ علیه مردم" خواندند .

یک روز بعد از ورود نیروهای مسلح سعودی به بحرین، حمد بن عیسی آل‌خلیفه در آن کشور "وضعیت فوق العاده" سه ماهه اعلام کرد و بلا فاصله نیروهای امنیتی با تانک به میدان مروارید حمله بردند و چادرهای تظاهر کنند گان معترض را در هم کوبیده و در تعقیب آنها حتی بیمارستان اصلی شهر را نیز اشغال کردند.

دولت آمریکا در واکنش به ورود نیروهای سعودی به بحرین و برخورد خشونت آمیز با تظاهر کنند گان که به کشته شدن شش تن و زخمی شدن صدها نفر انجامید، طرفین را به "خویشتن داری دعوت کرد".

طی اعتراضات مسالمت آمیز روزهای 14 تا 18 فوریه مردم بحرین که بدنبال تغییر حکومت بن علی در تونس و مبارک در مصر صورت گرفت، 7 نفر از تظاهر کنند گان توسط نیروهای دولتی به قتل رسیده و در حدود 1500 نفر مجروح شده بودند. در آن تاریخ نیز دولت آمریکا طرفین را به حفظ آرامش دعوت کرد.

بر خلاف بحرین، آمریکا برای قرار گرفتن در کنار مردم تونس و مصر و تقابل با بن علی و مبارک، علی رغم این واقعیت که هر دو حکومت، دوست و همکار نظامی و سیاسی واشنگتن محسوب میشدند، تردیدی از خود نشان نداد.

در رابطه با حکومت قذافی و پسران در لیبی و پشتیبانی از جنبش آزادی خواهی مردم آن کشور، واشنگتن حتی پر شورتر از آن ظاهر شد که در جریان تحول نظامهای سیاسی تونس و مصر دیده شده بود.
در جریان بحثهای شورای امنیت سازمان ملل و پیش از به رای گذاشتن پیش نویس طرح مشترک فرانسه، بریتانیا و لبنان دایر بر تصویب طرح منطقه ممنوع پرواز بر فراز لیبی، خانم سوزان رایس سفیر آمریکا در سازمان ملل، اعمال محدودیتهای پرواز بر فراز لیبی را کافی ندانست و خواستار اقدامات نظامی گسترده تری علیه قذافی شد.

اما در بحرین، مانند سایر مناطق جنوبی خلیج فارس، مسئلۀ تغییر احتمالی حکومت و انتقال قدرت از خانواده های حاکم به مردم، بسیار متفاوت با سایر سرزمینهای عربی-اسلامی، و تابع خط قرمز هایی است که رهبران سیاسی کشورهای بزرگ نه مایل به اعلام و نه قادر به قبول رسمی آنها هستند.

خرید نفت، فروش اسلحه

در مقایسه با حکومتهای مصر و تونس و لیبی و یا سوریه و الجزایر و یمن، طبیعت حکومت در کشورهای عربی و صاحب نفت خلیج فارس تنها اقتدارگرایی آنها نیست. در تمامی شش کشور و یا امیر نشینهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، (با اندکی شدت و یا ضعف) قدرت خانوادگی و خودمختاری مطلق قبیله ای حاکم است.

البته در این مجموعه، کشور عمان که دارای حکومت سلطانی است، در پاسخگویی به مردم و یا مشارکت دادن آنها در جمع کارکنان حکومت، متعادل تر از حاکمیت سعودی ها در عربستان مینماید که حتی نام کشور را نیز منصوب به خود کرده اند.

در عربستان 7000 اعضاء خانواده سعودی ها به تمامی کشور و بیش از 25 میلیون ساکنان آن حکم رانی میکنند. این گروه علاوه بر در دست داشتن تمامی امور حساس کشور، منابع طبیعی، منجمله ثروتهای نجومی نفت و گاز را بدون حضور هر گونه نهاد انتخابی و یا نظارت مردمی در اختیار خود گرفته اند.

در بحرین، خلیفه بن سلمان، عموی حمد بن عیسی، حاکم بحرین، که از سال 2002 لقب پادشاه را به جای شیخ برای خود برگزیده، چهار دهه در مسند نخست وزیری قرار داشته است. همین استمرار در حفظ منصب نشانه ای است بر وسعت و عمق اقتدار گرایی خانواده‌هایی که در کشورهای جنوبی خلیج فارس به مراتب فراتر از دیکتاتوری رفته و بجز آزادی و حق انتخاب مردم، دارایی های ملی آنها را نیز مصادره کرده اند.

وضعیت حکومت در قطر و یا کویت و همچنین هفت امیر نشین متحده، با بحرین چندان متفاوت نیست. در عین حال تمامی کشورهای یاد شده در حلقه کشورهای متحد و همکاری آمریکا و غرب نیز قرار دارند. نگرانی اصلی آمریکا در صورت تغییر حکومت در این کشورها، مختل شدن ثبات و همچنین تغییر طبیعت روابط با دولتهای جانشین آنها است.

در جهت تاکید بر یکی از این نوع همبستگی های سیاسی، و اهمیت آن، رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا، یک هفته پیش از اعزام سربازان سعودی و نیروهای امنیتی امارات به بحرین، در منامه حضور یافت و با حمد بن عیسی، حاکم و سلمان بن حمد ولیعهد آن کشور دیدار کرد.

در ارتباط با هدف دیدار یاد شده، جف مورل منشی مطبوعاتی وزارت دفاع آمریکا، بر پشتیبانی واشنگتن از حکومت آل خلیفه تأکید کرد و گفت که موضوع ایران نیز در گفتگوهای گیتس با حاکمان بحرین مورد بحث قرار گرفته است. طی سفر مزبور، گیتس با هیچیک از رهبران مخالف حکومت بحرین دیداری نداشت.

ثبات سیاسی مهمتر از حکومت اکثریت

آمریکا ضمن داشتن تمایل به انجام نوعی اصلاحات سیاسی در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس به هیچ وجه خواهان تغییر نظامهای سیاسی حاکم بر این کشور ها نیست. موارد اصلی اشتغال فکری آمریکا در خلیج فارس عبارتند از: کنترل منابع نفت و گاز و حفظ امنیت انتقال آن به خارج، فروش اسلحه، حفظ موجودیت اسرائیل و همچنین مقابله با نفوذ جمهوری اسلامی. در صورت کسب اطمینان خاطر در این زمینه ها، ادامه وضع موجود سیاسی در حاشیه جنوبی خلیج فارس، وضعیت مطلوب محسوب خواهد شد.

بر اساس جمع بندی های دفاعی آمریکا در خلیج فارس، بحرین بزرگتر از آن است که سقوط آنرا بتوان تحمل پذیر تلقی کرد. بحرین در عین حال که جزیره کوچکی است در خلیج فارس، محل استقرار ناوگان پنجم دریایی آمریکا نیز هست.
در این ناوگان، 30 کشتی آمریکایی، منجمله 2 ناو هواپیما بر، بعلاوه 3000 افسر آمریکایی به خدمت مشغول اند. از زمان سقوط صدام در سال 2003 ، اهمیت حضور این ناوگان در خلیج فارس برای آمریکا بیش از پیش افزایش یافته است. علاوه بر این پایگاه دریایی، آمریکا در عربستان، قطر، کویت و امارات نیز دارای پایگاههای نظامی جداگانه ای است که نه خود مایل به مطرح کردن موضوع وجود آنها است و نه حاکمان محلی به آنها اشاره ای دارند.

هم اکنون یک طرح توسعه بندری با هزینه 580 میلیون دلار در مساحت 7 هکتار بمنظور بهبود وضعیت نیروهای آمریکایی مستقر در بحرین در دست اجرا است. ای طرح قرار است در سال 2015 تکمیل شود.

در بحرین و سایر کشور های عربی نفت خیز عضو پیمان همکاری های خلیج فارس، آنچه برای آمریکا از اهمیت و الویت بیشتر برخوردار است، ثبات منطقه است و نه حکومت اکثریت یا تامین آزادی های سیاسی و یا استقرار دمکراسی. این تفاوت اصلی کشورهای عضو پیمان همکاری خلیج فارس با کشور های مسلمان شمال آفریقا است.

آمریکا تنها طی سال گذشته بمنظور حفظ وضع موجود در بحرین یک کمک نظامی 20 میلیون دلاری در اختیار جزیره قرار داده است. بعلاوه در فاصله سال 2007 تا 2009، نزدیک به 386 میلیون دلار اسلحه و خدمات نظامی به بحرین واگذار کرده است.

آمریکا طی سه سال گذشته دهها تانک، نفربر زرهی، 9 هلیکوپتر نوع "باز سیاه"* و هزاران قبضه سلاح سبک و غیر سبک با کالیبر 38 و 50 و همچنین میلیونها گلوله با کالیبرهای بزرگ و کوچک در اختیار دولت بحرین قرار داده است. تعداد این گلوله ها به اندازه‌ای است که میتوان با بکار بردن آنها تا چهار برابر جمعیت کنونی بحرین را به قتل رساند.

نگرانی از سقوط عربستان

نگرانی آمریکا از تغییر احتمالی وضعیت در خلیج فارس تنها محدود به بحرین نیست. نگرانی بزرگتر مربوط به سرایت نا آرامی ها به عربستان سعودی است.
آمریکا تنها در سال گذشته یک قرار داد نظامی به ارزش بالغ بر 60 میلیارد دلار با عربستان به امضاء رسانده است. ارزش این قرار داد بعد از علاوه کردن خریدهای کویت و امارات به 74 میلیارد دلار بالغ خواهد شد. پیش بینی میشود که ارزش سالانه این فروش های نظامی آمریکا به کشور های عضو پیمان همکاری خلیج فارس در سال 2015 به 80 میلیارد دلار برسد.

در رابطه با بازار اسلحه خلیج فارس، همکاری سه جانبه ای با مشارکت کشورهای خریدار، وزارت دفاع آمریکا و پیمانکاران دفاعی آمریکا بر قرار است. در حقیقت واسطه اصلی فروش سلاحها وزارت دفاع آمریکا است. وزارت دفاع آمریکا از راه صدور اجازه فروش سلاحهای فوق پیشرفته به کشور های عربی، بخصوص در شرایطی که اعتبارات خریدهای داخلی آمریکا به دلیل بحران اقتصادی محدود شده اند، به ادامه فعالیت و سلامت اقتصادی پیمانکاران نظامی خود یاری میدهد. به این ترتیب ضمن تامین منابع ارزی، ادامه فعالیت موسسات بزرگ سازنده سلاح در آمریکا نیز تضمین میشود.

علاوه بر فروش اسلحه و خدمات نظامی، عربستان به عنوان بزرگترین تولید کننده و صادر کننده نفت جهان، در معادلات امنیت ملی آمریکا دارای اهمیت خاص است. استقرار احتمالی حکومت اکثریت در عربستان، و حتی تلاش برای رسیدن به آن، برابر با بی ثباتی است. در رابطه با عربستان حفظ ثبات سیاسی" در تقابل با "حکومت اکثریت" قراردارد. آمریکا بیش از هر نقطه دیگری در خلیج فارس خواهان حفظ ثبات در عربستان سعودی است.

توسل به ایجاد ترس ناشی از افزایش قدرت ایران در خلیج فارس و یا دامن زدن به ترس از رستاخیز شیعیان، بخصوص از زمان سقوط حکومت صدام حسین در عراق، قوی تر از پیش شده است. دامن زدن به این ترسها وسیله ای است برای پرداختن به اولویتهای دیگر. در تغییر این اولویتها، تنها مردم محلی هستند که میتوانند موثر واقع شوند.

انقلابها در بعضی از کشورها پیروز میشوند و در برخی دیگر شکست میخورند. برای رسیدن به آزادی و پرهیز از شکست، مردم کشور های خلیج فارس با خطوط قرمز ضرورت حفظ ثبات منطقه ای، امنیت صدور نفت، حفظ بازار اسلحه و توهم و ترس ناشی از افزایش نفوذ جمهوری اسلامی" روبرو هستند
واقعیت این است که کشور های بزرگ، رهبران شناخته شده امروز را به مدعیان ناشناختۀ قدرت ترجیح میدهند.

*Black Hawk
 

 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است