گوش کنید دانلود پادکست
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 22/09 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 22/09 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 22/09 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 22/09 دنباله برنامه
  • 16h00 - 16h05 tu
    GMT 16h00 22/09 اخبار جهان
  • 16h05 - 16h30 tu
    GMT 16h05 22/09 دنباله برنامه
  • 16h30 - 16h44 tu
    GMT 16h30 22/09 اخبار جهان
  • 16h44 - 17h00 tu
    GMT 16h44 22/09 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است
ایران

در موضوع ابوموسی و تنب ها، امارات بر در بسته می‌کوبد

media DR

از زمان پایان جنگ ایران و عراق، موضوع جزایر سه گانه در نگاه امارات و پاره‌ای از کشورهای عرب حساسیت تازه ای یافته است. دولت بریتانیا نیز با گرم و سرد کردن تنور تغییر نام خلیج فارس هر از گاهی افزایش و کاهش این تنش را موجب شده است. اما در شرایط کنونی، طرح ادعای مالکیت جزایر ایرانی خلیج فارس از سوی امارات، تلاشی بیهوده به نظر می‌رسد.

 

واکنش تند شیخ نشین ابوظبی به دیدار خانگی احمدی نژاد از جزیره ایرانی ابوموسی و به همین مناسبت گردهمایی اضطراری روز سه شنبه وزرای خارجه شش کشور حاشیه جنوبی خلیج فارس در دوحه را میتوان بیش از اصرار امارات به تکرار ادعای کهنه حدود ملی علیه ایران، به خشم کشورهای عربی از توافق اتمی روز ١٤ آوریل در استانبول نسبت داد.

توافق های کلی ایران و کشورهای موسوم به گروه ١+٥ در استانبول که با استقبال محسوس جامعه جهانی روبرو شد، نارضایتی های آشکاری را در جمع کشورهای عربی و همچنین نزد دولت اسرائیل برانگیخت.

نتانیاهو- نخست‌وزیر اسرائیل، روز بعد مراتب نارضایتی خود را از مثبت خواندن گفتگوهای استانبول و اعلام تاریخ و محل دور بعدی مذاکرات، با صراحت بروز داد.

کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس، ضمن اختیار کردن سکوت در قبال مذاکرات استانبول، دیدار هدف‌دار و برنامه ریزی شده روز ١٠ آوریل احمدی‌نژاد از جزیره ایرانی ابوموسی را بهانه ابراز خشم خود قرار دادند.

امارات ضمن ارسال نامه اعتراض به سازمان ملل، سفیر خود را به بهانه مشورت از تهران فراخواند. در صورت برخورداری از حمایت کافی و داشتن بضاعت لازم، امارات میتوانست علاوه بر احضار سفیر خود از تهران، به اخراج سفیر ایران مبادرت ورزد.

بی تصمیمی و تردید اعراب

در مورد برگزاری جلسه اضطراری وزرای خارجه خود نیز، کشورهای عرب حاشیه جنوبی خلیج فارس تا آخرین لحظه، نه در مورد دستور مذاکرات و نه حتی در مورد تاریخ و محل برگزاری جلسه فوق العاده خود، به نتیجه واحد نرسیدند.

روز یکشنبه ابتدا تعدادی از سفرای کشورهای عضو شورای همکاری‌های خلیج فارس جلسه‌ای در منامه پایتخت بحرین تشکیل داده و ضمن طرح پاره‌ای موضوعات حاشیه‌ای منجمله ضرورت پیگیری تصمیمات اجلاس ماه دسامبر این شورا، و تأکید بر افزایش همکاری‌های فی مابین، مسائل مربوط به جلسه اضطراری وزرای خارجه را نیز مطرح ساختند.

امارات ظاهرأ با هدف جلب پشتیبانی بیشترعربستان، خواستار تشکیل جلسه در ریاض بود. عربستان که در روز برگزاری اجلاس اتمی استانبول پذیرای اردوغان نخست‌وزیر ترکیه بود، به دلیل اولویت بیشتر بحران سوریه و بمنظور پرهیزاز افزایش تنش در خلیج فارس، برگزاری جلسه در محل دیگری را با انعکاس خبری محدودتر به میزبانی خود ترجیح میداد.

تاریخ برگزاری جلسه نیز ابتدا سه شنبه، سپس به چهارشنبه ١٨ آوریل، و بالاخره به روز سه شنبه ١٧ آوریل موکول و محل برگزاری آن نیز بجای ریاض، در دوحه مرکز قطر تعیین شد.

طبیعت ادعای ارضی امارات

جزایر سه گانه تنب کوچک، تنب بزرگ، و ابوموسی، که دارای تعدادی سکنه عرب تبار است در سال ١٩٧١ بار دیگر به ایران بازگشت. تا آن تاریخ، دولت بریتانیا به عنوان قدرت استعماری، هفت شیخ نشین ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، فجیره، راس‌الخیمه، ام‌القوین در حاشیه جنوبی خلیج فارس و سه جزیره ایرانی و بحرین را هم در اشغال خود داشت.

ایران پیش از خروج نیروهای بریتانیا از خلیج فارس، با همه‌پرسی پیرامون استقلال بحرین و جدایی از خود رضایت داده بود؛ درعوض مصمم بود که جزایر سه‌گانه را بار دیگر در اختیار بگیرد.

باز پس‌گیری بحرین، در آن زمان خارج از بضاعت ایران بود. از سویی این بازپس‌گیری در صورت تحقق، تعادل استراتژیکی منطقه خلیج فارس را نیز دستخوش تغییر میساخت. قدرت‌های بزرگ نیز به ایجاد این تنش و تغییر ژئوپولیتیکی ناشی از آن رضایت نمیدادند.

جهان همچنان در شرایط جنگ سرد بود و اتحاد شوروی توسعه نفوذ کمونیسم در آب های خلیج فارس و تشکیل دولت های اقماری در یمن و مسقط و عمان را دنبال میکرد. ایران بمنظور اعمال سیطره خود در آب های خلیج فارس و توسعه تدریجی آن به اقیانوس هند نیازمند زمان و ادامه پشتیبانی غرب بود.

در این مجموعه از شرایط انتقالی، تثبیت حاکمیت ایران در جزایر سه‌گانه و دست شستن از بحرین تا حدود زیادی عملگرایانه بنظر میرسید.

استقرار نظامی در جزایر

در روز ٢٩ ماه نوامبر سال ١٩٧١ و یک روز پیش از خروج رسمی (وهماهنگ شده) بریتانیا از منطقه، ایران با اعزام ٣ هزار نیروی ورزیده و یک ناوگان بزرگ هاورکرافت و هلیکوپتر در جزیره ابوموسی مستقر شد.

مفهوم حقوقی استقرار این نیرو پیش از خروج رسمی و در زمان حضور اسمی بریتانیا در منطقه، بازپس‌گیری خاک خود از نیروهای بریتانیا و پذیرفتن این انتقال از سوی کشور اشغالگر بود.

راس‌الخیمه بعد از تشکیل و اعلام استقلال، مدعی دو جزیره تنب بزرگ و تنب کوچک شد و شیخ نشین شارجه نیز مدعی جزیره بزرگتر ابوموسی.

حاکم شارجه که در آن زمان شیخ نشین فقیری را در اختیار داشت، در قبال تعدیل دعاوی خود به دریافت ١٫٥ میلیون دلار مستمری سالیانه از ایران تا سه سال رضایت داد؛ بیش و کم شبیه توافقی که دولت تزاری روسیه در برابر آلاسکا با آمریکا به عمل آورد، با این تفاوت که تمامی اسناد تاریخی موجود حاکی از مالکیت تاریخی ایران بر جزایر سه گانه است.

سابقه تاریخی

از زمان پایان جنگ ایران و عراق، موضوع جزایر سه گانه در نگاه امارات و پاره‌ای از کشورهای عرب حاشیه جنوبی خلیج فارس حساسیت تازه ای یافته است.

پیش از خاتمه جنگ و بیش از امارات، کشورعراق و دولت صدام مدعی «عربی بودن جزایر سه گانه» و متعهد «آزاد ساختن» آنها شده بود. دولت بریتانیا نیز با گرم و سرد کردن تنور تغییر نام خلیج فارس هر از گاهی افزایش و کاهش این تنش را موجب میشد.

با قدرت گرفتن مالی امارات و بعد قطر و پشت سر نهادن موج تغییر رژیم های فامیلی عرب در خلیج فارس که در فاصله سال های ٢٠٠٣ تا ٢٠٠٥ دستور کار دولت وقت آمریکا بود، فشار کشورهای عرب علیه ایران افزایش یافت.

در سال ٢٠١٠ عبدالله بن زیاد- وزیر خارجه امارات، تا آنجا پیش رفت که بازپس‌گیری جزایر سه گانه را توسط ایران با اشغال غزه و جنوب لبنان توسط اسرائیل مقایسه کرد.

واکنش اخیر امارات به دیدار احمدی‌نژاد از جزیره ایرانی ابوموسی نیز بیشتر از این جهت جلب توجه میکند، که بازدید هاشمی رفسنجانی در سال ١٩٩٢ از جزیره ابوموسی، چنین بازتابی نزد اماراتی ها نیافت.

اختلاف های درونی اعراب

واقعیت این است که اختلاف های حدودی ارضی مابین حاکمان شیخ نشین ها که در طول سال های اخیر پاره‌ای امیرنشین شده اند (امارات) و امیرنشین‌هایی که خود را پادشاهی میخوانند (بحرین) و کشورهای سلطان نشین (عمان) و یا پادشاهی خانواده سعودی در عربستان، از اختلاف های جداگانه آنها با ایران کمتر نیست.

عربستان با کویت و قطر و یمن، قطر با بحرین، عمان با امارات و امارات در درون خود با خود، دارای اختلاف حدود ارضی اند. در سال گذشته نیروهای گارد ساحلی قطر بر سر اختلاف پیرامون جزیره "حوار" که مورد ادعای قطر و بحرین است، یک ماهیگیر بحرینی را به قتل رساندند و تعداد زیادی را دستگیر و زندانی کردند.

قطر اخیرأ تهدید کرد که در صورت ادامه رفتار بحرین پیرامون جزیرۀ  "حوار"، از کشیدن شاخه دوم راه استراتژیکی که عربستان را به جزیره بحرین متصل میکند و از اتصال قطر به بحرین خودداری خواهد کرد.

این در حالی است که عربستان پیش از انقلاب، قسمت بزرگی از اختلافات حدود مالکیت خود در خلیج فارس را با قبول مالکیت ایران بر جزیره "فارسی" با تهران حل کرده است.

جزیره "فارسی" در خط مستقیم با جزیره ابوموسی در بخش شرقی آب های خلیج فارس قرار گرفتهو کنترل ایران بر خط کشتیرانی در منطقه را تکمیل میکند.

در عمل، دعاوی ارضی امارات بر سه جزیره ایرانی، تنها دستاویز تبلیغاتی برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی است، تا داشتن انتظار واقعی تغییر در مالکیت آن و یا امید به واگذاری ناممکن جزایر به راس‌الخیمه و شارجه.

خط قرمز ایران

از نظر ایران، سه جزیره یاد شده، که ایران حتی طرح موضوع آن در مراکز حقوق جهانی را نیز مخالف با حق حاکمیت ملی خود تلقی میکند، خط قرمزی است پررنگ‌تر از برنامه اتمی آن کشور.

جزایر سه گانه بخشی از ثابت‌های ماندگار و پایه‌های اصلی تمامیت و دفاع ملی ایران در آب های خلیج فارس محسوب میشود. در حالی که حتی بمب اتمی مفروض نیز در صورت تولد، تنها یک متغیر در استراتژی دفاع ملی ایران و تحت شرایطی خاص قابل چشم پوشی است.

نکته اساسی دیگر، وضعیت دفاعی و آسیب پذیری‌های امارات در صورت رویارویی جدی با ایران است. اگر کشور اسرائیل بدون همراهی آمریکا قادر به هجوم نظامی مؤثر علیه ایران نیست، امارات و مجموعه کشورهای عضو پیمان همکاری‌های خلیج فارس نیز با وجود برتری اسمی تجهیزات مدرن نظامی که در اختیار دارند، بدون حمایت و مشارکت آمریکا، قادر به اشغال جزایر ایرانی در آب های خلیج فارس و حفظ درازمدت آن نیستند.

آمریکا نیز در شرایط جاری به هیچ وجه از چنین تلاشی پشتیبانی سیاسی نیز نخواهد کرد، چه رسد به حمایت و مشارکت نظامی.

بی‌شک، این اختلاف ها، تا سال ها و شاید تا دهه‌های آینده، همچنان ادامه خواهد یافت. چنانکه اختلاف های ایران و عراق نیز حتی بعد از امضاء پیمان الجزیره در سال ١٩٧٥، در سال ١٩٨٠ دوباره زنده شد.

در مقایسه با امکانات امارات، ایران در خلیج فارس برخوردار از امتیازهای بزرگی است. قدرت ناشی از ثروت حبابی و متکی بر تجارت امارات از اهمیت این امتیاز ها، منجمله وسعت خاک، جمعیت چند ده برابری، مالکیت تمامی نوار شمالی خلیج فارس و در اختیار داشتن تمامی جزایر آن از ابتدای تنگه هرمز تا منتها‌الیه حدود شرقی از ساحل شمالی تا خط میانی آب، نمی کاهد.

استفاده بهتر از ذخایر عظیم نفت و گاز ایران نیز دیر یا زود، بازگشت به موقعیت ٣٠ سال پیش ایران در منطقه را اجتناب ناپذیر میسازد.

کشورهای بزرگتر و یا ثروتمندتر عرب خلیج فارس مانند عربستان، کویت و قطر، هریک به دلیل یا دلایلی همکاری و همزیستی با ایران را، با مصالح عالی‌تر خود همسو می بینند.

عربستان نیازمند حفظ امنیت خلیج فارس برای ادامه صادرات نفت خام تولیدی از میدان عظیم نفتی "الغوار" است و قطر نیازمند همکاری با شریک خود ایران برای ادامه تولید مشترک از منبع عظیم گاز پارس جنوبی و آمریکا مصمم به حفظ امنیت کشتیرانی در آب های خلیج فارس و ارسال نفت خام الغوار و گاز مایع پارس جنوبی به بازارهای خارجی.

از این لحاظ، ادامه دعاوی امارات پیرامون جزایر سه گانه تنها به تکرار آن در اجلاس‌های رسمی اعراب و صدور بیانیه‌های مشابه ختم میشود و از این حدود فراتر نخواهد رفت. جلسه روز سه شنبه در دوحه نیز استثنایی بر این قاعده نخواهد بود.

با درک این موقعیت، بخصوص در وضعیت کنونی صادرات محدود شده نفت خام، ایران میتوانست به بهانه اعتراض در امور داخلی، سفیر خود را از امارات فرا خوانده و یا حتی در اقدامی مشابه با حرکت سال گذشته بحرین در قبال جمهوری اسلامی، خواستار بازگشت سفیر امارات از تهران بشود. در طرح دعاوی پیرامون سه جزیره ایرانی خلیج فارس، امارات در درون و بیرون از اتحادیه، تنها به در بسته میکوبد.

 

 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است