گوش کنید دانلود پادکست
  • 14h00 - 14h05 tu
    GMT 14h00 26/05 اخبار جهان
  • 14h05 - 14h30 tu
    GMT 14h05 26/05 دنباله برنامه
  • 14h30 - 14h44 tu
    GMT 14h30 26/05 اخبار جهان
  • 14h44 - 15h00 tu
    GMT 14h44 26/05 دنباله برنامه
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 26/05 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 26/05 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 26/05 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 26/05 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است
ایران

شاهرخ مسکوب، کلاس شاهنامه، گفتار پنج، آفرینش (بخش۵)

media  
شاهرخ مسکوب، کلاس شاهنامه، گفتار پنج، آفرینش (بخش۵) RFI/Persian

اهورامزدا جهان را برای مبارزه با اهریمن ‌آفرید. پیش از آفرینش جهان، زمان ‌کران نمی‌شناخت. با آفرینش جهان، زمان کران‌مند نیز به وجود آمد تا نابودی اهریمن را ممکن سازد. در پایان زمانِ کران‌مند و با نابودی اهریمن، اهورامزدا نیز خدای همه‌توانا می‌شود. بدین ترتیب خدا نیز وجودی است تاریخی و دارای سرگذشت؛ سرگذشتی که با سرنوشت اهریمن گره خورده و در دوازده هزار سال به انجام می‌رسد.

از سوی دیگر، با آفرینش جهان، مکان نیز آفریده می‌شود و این آفرینش در زمان انجام می‌پذیرد. بنابراین در فرهنگ ما، مکان زمان‌زده است، یا به عبارت دیگر جهان اسیر زمان است و این ویژگی اندیشه ایرانی است. چنین تصوری از «جهانِ زمان‌زده» را نزد فردوسی ـ مسلمان قرن چهارم هجری ‌ـ نیز می‌یابیم. مقایسه‌ای کوتاه با قرآن و تورات نشان می‌دهد که در این ادیان این‌گونه نیست. پس برای درک میراث فکری فردوسی در شاهنامه، نگاهی گذرا به اسطوره آفرینش در این ادیان می‌اندازیم.
زمان گرانی‌گاه، مرکز و محیط عالم اندیشه شاعر ماست. و چهار صد سال مهلت ناچیزی است تا باورهای سخت‌جانِ کهنه که آشکار و پنهان در بن جان قوم یا ملتی ریشه دوانده بود، از خاطر زدوده شود. حتی امروز هم هزار سال پس از فردوسی، هنوز پاره‌ای از پندارها و باورهای باستانی همچنان در کنه ضمیر ما لانه کرده است. نمونه‌های آن بی‌شمارند.
در اساطیر ایرانی و در دین مزدیسنی، انسان دیرتر از موجودات دیگر آفریده می‌شود. در مقدمه شاهنامه نیز همین باور از آفرینش انسان را می‌بینیم. در وصف انسان، فردوسی می‌نویسد:
نخستینِ فطرت پسینِ شمار        تویی، خویشتن را به بازی مدار
زمان مسلط است بر مکان یا به تعبیری دیگر مکان اسیر زمان است. همین درک از زمان دنیوی را در فردوسی می‌بینیم که به عنوان چرخ یا سپهر ازش یاد می‌شود:
جهانا چه بد مهر و بد گوهری        که خود پرورانی و خود بشکنی
در اندیشه اساطیری ما، زمان مانند خون در هر موی‌رگ جهان روان است. از همین رو، آمدورفت ماه و خورشید و ستارگان، سپهر گردنده، گردون گردان و چرخ که نماد و نشان‌دهنده گردش زمان‌اند و مانند اینها، اشاره به گیتی و نام‌هایی است که جهان بدان نامیده می‌شود. چرخ در گردشِ خود ما را می‌آورد و می‌برد. پس این جهان و تن زنده که گیتی ماست، نیز اسیر گردش چرخ است.

 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است