گوش کنید دانلود پادکست
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 25/02 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 25/02 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 25/02 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 25/02 دنباله برنامه
  • 16h00 - 16h05 tu
    GMT 16h00 25/02 اخبار جهان
  • 16h05 - 16h30 tu
    GMT 16h05 25/02 دنباله برنامه
  • 16h30 - 16h44 tu
    GMT 16h30 25/02 اخبار جهان
  • 16h44 - 17h00 tu
    GMT 16h44 25/02 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است
ایران

شاهرخ مسکوب، کلاس شاهنامه، گفتار پنج، آفرینش (بخش ٨)

media  
شاهرخ مسکوب، کلاس شاهنامه، گفتار پنج، آفرینش (بخش ٨) RFI/Persian

گرانی‌گاه، مرکز و محیط اندیشه فردوسی، مسئله زمان است. چکیده‌ی جهان‌بینی او در مقدمه شاهنامه به خوبی دیده می‌شود. در همان چند بیت آغازین، او جهانی را رقم می‌زند که زمان در رگ و پی‌اش دویده است. در ادامه‌ی کتاب هم تصور زمان و سرنوشت، تاروپود ساختار دو جهان، اجتماع و انسان را در روند داستان‌ها به هم می‌پیوندد، «زمان‌خدای» پیدا و ناپیدایی که تافته‌ی بخت یا سرنوشت ما را می‌بافد و می‌شکافد و بی‌آنکه بدانیم چرا، بر عرصه‌ی خاک رهایمان می‌کند. این یکی از سرچشمه‌های حیرت شاعر است، رازی که در سراسر کتاب در تکاپوی دریافت آن است.

چپ و راست هر سو بتابم همی
سروپای گیتی نیابم همی
یکی بد کند نیک پیش آیدش
جهان بنده و بخت خویش آیدش
یکی جز به نیکی جهان نسپرد
همی از نژندی فروپژمرد
زمان در اسطوره و حماسه، زمانی است مقدر، زمانی که با کیفیت یکسان و بدون تحول جریان دارد. در دوره تاریخی شاهنامه هم، تاریخ اجتماع تاریخی است مقدر. سرنوشت ساسانیان گویی از پیش رقم زده شده است، چنان‌که در نامه رستم‌ فرخ‌زاد به برادرش می‌بینیم:
ز بهرام و زهره است ما را گزند
نشاید گذشتن ز چرخ بلند
اما از آنجایی که شاهنامه حماسه است، شخصیت‌ها به سرنوشت مقدر خود گردن نمی‌نهند و از پی دگرگون ساختن آن تلاش می‌کنند. قهرمان‌های حماسه همواره در پی اعمال اراده خود بر سرنوشت از پیش رقم‌خورده‌شان هستند. خویش‌کاری پهلوان‌ها، ساختن و پرداختن سرگذشت به جای سرنوشت است.
درآمیختگی دیرین جبر زروانی (فرمان‌روایی بی‌چون و چرای زمان) از سویی و آزادی مزدایی (خویشکاری انسان در زندگی) از سوی دیگر به روزگار فردوسی نیز رسیده و در ضمیر ناخودآگاه زمانه او زنده بوده است.
آفرینش جهانی بدنهاد و ستمکار از سوی خدایی خردمند و دادگر، برای فردوسیِ مسلمان معمایی درنیافتنی است که از همان مقدمه و سپس با مرگ نخستین پادشاه (کیومرث)، کتاب باز و با مرگ آخرین پادشاه (یزدگرد)،بسته می‌شود.
سرچشمه تناقض میان بخت (زروانی) و خویشکاری (اهورایی)، میان گردش چرخ سرنوشت‌ساز و خواست انسان در کجاست؟ فردوسی تا حد زیادی وارث فرهنگ و تمدن دوره ساسانی است، دوره‌ای که باورهای زروانی در کتاب‌ها و آیین مزدیسنی رخنه کرده بوده است. به نظر می‌رسد که در اندیشه او، تصوری سه‌گانه از خداوند به صورتی یگانه در‌آمده است.

 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است