گوش کنید دانلود پادکست
  • 14h00 - 14h05 tu
    GMT 14h00 26/03 اخبار جهان
  • 14h05 - 14h30 tu
    GMT 14h05 26/03 دنباله برنامه
  • 14h30 - 14h44 tu
    GMT 14h30 26/03 اخبار جهان
  • 14h44 - 15h00 tu
    GMT 14h44 26/03 دنباله برنامه
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 26/03 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 26/03 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 26/03 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 26/03 دنباله برنامه
  • 16h00 - 16h05 tu
    GMT 16h00 21/03 اخبار جهان
  • 16h05 - 16h30 tu
    GMT 16h05 21/03 دنباله برنامه
  • 16h30 - 16h44 tu
    GMT 16h30 21/03 اخبار جهان
  • 16h44 - 17h00 tu
    GMT 16h44 21/03 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است
فرهنگ و هنر

شاهرخ مسکوب، کلاس شاهنامه، گفتار ۳، تاریخ (بخش ۲)

media  

وقتی ناتوانی در عرصه تاریخ واقعی رخ می نماید، نیاز به روایت و تاریخ پردازی آشکارتر می شود. شاهنامه جویای پایگاهی است در گذشته برای ایستادن در زمان حال و پیدایش آن از نیاز عمیق ایرانیان برای زنده بودن و خود ماندن سرچشمه می گیرد.

 چنانکه پیش ترهم اشاره شد، استنباط از تاریخ در شاهنامه نمونه برداری است از الگویی آسمانی و مابعدالطبیعی. این گرته برداری نه به قصد و از روی طرحی از پیش تعیین شده بلکه ناخودآگاه واز طریق انتقال اندیشه گذشتگان به فردوسی صورت گرفته است.

 از دیرباز گوهر بینش اساطیری ایران دو بنی بوده است. در اسطوره آفرینش، زروان با زادن دو پسر، یکی نیک و یکی بد، یکی اهورامزدا و دیگری اهریمن، سرنوشت کیهان را رقم می زند. اما در شاهنامه، اندیشه دوبنی ایرانی با اسطوره ای هندواروپایی در می آمیزد. اسطوره ای کهن که تقریبأ همه جا نزد اقوام هندواروپایی دیده می شود و بنا بر آن فرمانروا دارای سه فرزند است که فرزند کوچکتر، خردمند تر و نیکوکار تر از دو دیگر است و نیز اوست که سرانجام کشته می شود. در تاریخ حماسه پهلوانی ما نیز این اسطوره تلفیق می یابد با اسطوره آفرینش زروانی و داستان فریدون را رقم می زند.  فریدون با تقسیم جهان میان سه پسر خود، تور(توران) ، سلم (روم) و ایرج(ایران)، تاریخ حماسی ما را پی می ریزد. تاریخی که سراسر آن نبرد و درگیری است میان ایران و توران از پی کین خواهی ایرج (و پس از او سیاوش). اما هیچکدام از درگیری های دوره حماسی شاهنامه رنگ نژادی ندارد، چه هر دو برادر ( ایرج و تور)  از یک پدر هستند.
 
 بازتاب اندیشه دوبنی در تاروپود بخش پهلوانی شاهنامه تنیده است و رویارویی خوب و بد نه تنها در سرگذشت پهلوان ها  بلکه در سراسر کتاب به چشم می خورد. بر این اساس می توان گفت که یکی از ساختارهای اصلی کتاب همین دوگانگی و قرینه سازی است.
 
از سوی دیگر ریشه ناکامی تاریخ ایران در شاهنامه را می توان در دوگانگی ناگزیر میان آرمان و واقعیت و ناسازگاری بخت با خویشکاری پهلوان ها یافت. این تنش را از جمله در رویارویی آرمان های شخصیت های زیر با واقعیت باز می یابیم.
 
 فریدون                   در برابر واقعیت پادشاهی، ایجاد کشورها و تاریخ
زال و رستم             در برابر کاوس ـ در برابر اسفندیار دین گستر و ستیزه جو
سهراب                   در برابر رستم
سیاوش                   در برابر کاوس و سودابه ـ در برابر افراسیاب و گرسیوز
پیران و فرنگیس       در برابر افراسیاب
کیخسرو                  در برابر خودکامگی قدرت
اسفندیار                  در برابر گشتاسپ
 
 از آنجایی که زمین آئینه تمام نمای آسمان نیست، بازتاب سرگذشت جهان در زندگی ما، به حقیقتی نه آنچنانکه در آرزوی ماست می انجامد. پس با وجود گرته برداری از تاریخ کیهان برای به رشته در آوردن تاریخ ایران، دیالکتیک زندگی، فردوسی شاعر را وا می دارد تا گوش به حقیقت زمینی و انسانی بسپارد. اینجاست که تفاوت اساسی میان تاریخ خوش سرانجام کیهان و تاریخ بد سرانجام ایران خود را در کتاب بروز می دهد. تاریخ کیهان با پیروزی اهورا مزدا بر اهریمن یا به تعبیر دیگر نور بر ظلمت پایان می یابد، حال آنکه تاریخ حماسی ایران با شکست ایرانیان و پیروزی اعراب رقم می خورد. از قضا شاهنامه نیز، خود دستاورد شکست و ناکامی است. شکست چند صد ساله ازعرب ها و چرخشی ناکام در تاریخ ایران. وقتی ناتوانی در عرصه تاریخ واقعی رخ می نماید، نیاز به روایت و تاریخ پردازی آشکارتر می شود. شاهنامه جویای پایگاهی است در گذشته برای ایستادن در زمان حال و پیدایش آن از نیاز عمیق ایرانیان برای زنده بودن و خود ماندن سرچشمه می گیرد.

 

 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است