گوش کنید دانلود پادکست
  • 14h00 - 14h05 tu
    GMT 14h00 21/08 اخبار جهان
  • 14h05 - 14h30 tu
    GMT 14h05 21/08 دنباله برنامه
  • 14h30 - 14h44 tu
    GMT 14h30 21/08 اخبار جهان
  • 14h44 - 15h00 tu
    GMT 14h44 21/08 دنباله برنامه
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 21/08 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 21/08 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 21/08 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 21/08 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است
خبر فوری
یونس ابویعقوب، عامل حملۀ بارسلون در عملیات پلیس اسپانیا کشته شد (مقامات پلیس کاتالونیا)
فرهنگ و هنر

شاهرخ مسکوب، کلاس شاهنامه، گفتار ۴، جهانداری و پادشاهی (بخش ۴)

media  

در روزگار ساسانی، آزادی آشکار تنها از آن شاه بود و قدرت پنهان از آن موبدان که شاهی را می‌آوردند و شاهی را می‌بردند (یا به کشتن می ‌دادند). همدستی اینها یک‌ چند، مایه شکوه و جلال شاهنشاهی و گسترش ایرانشهر بود، اما پس از چندی از فساد قدرت شاهان و خشک اندیشی موبدان، حکومت احکام شرعی، زجر و آزار دگراندیشان ـ نسطوریان و مانویان و بوداییان و مزدکیان...ـ و سرانجام توطئه ‌های درباری و کشت و کشتار و هرج و مرج، دین و دولت هر دو فرو ریخت. تنها نگاهی به کتاب هایی چون «وندیداد»، «شایست ناشایست» و «روایت پهلوی» نشان می دهد که تسلط احکام عجیب بر زندگی روزانه، تؤام با نظریه « داد» در اندیشه و «بی داد» در عمل، ناگزیر به چه بن بست اجتماعی و فرهنگی انجامید.

«داد» به منزله آرمان شهریاری، دستگاه «اخلاقی ـ سیاسی» سامانمند و کهنی بود بازمانده از گذشته های دور و ناسازگار با ساختار اجتماعی ساسانی. تناقضی که این‌گونه میان پندار و کردار جامعه پیدا ‌شد، در نهایت آن را در جان و تن دوپاره ساخت و جامعه ساسانی را دچار انفجار کرد. شکست اندیشه یا آرمان «داد»، شکست فکری یک تمدن بزرگ بود. تمدنی که با تلنگر اعراب یک سره فرو ریخت.
در اجتماع ساسانی، با دولتی متمرکز، دستگاه دیوانی، سازمان کشوری، ارتش و نظام مالیاتی گسترده و نهادهای قضایی و آموزشی استوار... مردم ناگزیر به زیستن در مقام و طبقه و «کاست» خود بودند. هر کس در تنگنای همان موقع و مقامی که داشت، ماندنی بود و امکان برون جستن از آن را نداشت. در چنین راه و رسمی، دیگراز«آزادان» دوره پهلوانی خبری نبود. پهلوانانی چون گیو و گودرز جایی نداشتند. آن پهلوان ها که در گذشته بودند، همه درگیر چنگال نهادهای اجتماعی گشتند. بهرام‌گور در حقیقت رستم این دوره بود. پادشاهی که اراده آزاد داشت.
این سازمان اجتماعی منجمد برای حفظ خود نیازمند احکام فقهی بود که بعدها، فقه اسلامی (بویژه شیعه) از‌آن‌ها تأثیر بسیار گرفت.
کانون حکومت پارت‌ها و ساسانیان کنار دجله و فرات بود و اولین مکانی که اعراب نو مسلمان به آن رسیدند و فتح کردند نیز، همان منطقه بود. حکومت عباسی از روی الگوی حکومت ساسانی بنا شد.
تاریخ دوره ساسانیان در شاهنامه، «حماسه» فرهنگ و تمدن است و فردوسی در اینجا بیشتر چون مورخی حکیم زیروبم سرگذشت و چهره های گوناگون خرد و دانش را می سراید. بوذرجمهر حکیم، رایزن و وزیر نوشیروان را شاید بتوان بزرگ ترین «پهلوان» میدان بینش و دانش این دوران دانست.
هرچه در حماسه پهلوانی، «آزادان» در نیرو و نبرد، یعنی در کردار می شکفند و سر می کشند، در حماسه تاریخی، کردار در سخن گل می کند و به بار می نشیند، بویژه در عرصه جهانداری و کشورداری و حکمت عملی! تا آنجا که یافتن پاسخ درست و گشودن راز و رمز چیستان ها تنها مایه برتری و سرافرازی نیست بلکه در مناظره های فرستادگان شاهان ـ گاه مانند پیروزی و شکست در جنگ ـ بازنده ناگزیر باید برتری برنده داناتر را بپذیرد و به خواست وی سر فرود آورد.
بدین ترتیب، دو رشته اخلاق از روزگار ساسانی به زمان‌های پس از آن ‌رسید. یکی، حکمت عملی که از کلیله و دمنه آغاز شد و با قابوس‌نامه، سیاست‌نامه، کیمیای سعادت و گلستان و بوستان ادامه ‌یافت. دیگر، اخلاق نظری که دلمشغول کاربرد ارکان خود نبود چون آن را ناممکن می‌دید. و این رشته‌ای بود که فردوسی ‌آغاز کرد و در تاریخ بیهقی و نزد عرفا ادامه یافت و در حافظ به اوج خود ‌دست یافت.

 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است