گوش کنید دانلود پادکست
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 21/01 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 21/01 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 21/01 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 21/01 دنباله برنامه
  • 16h00 - 16h05 tu
    GMT 16h00 21/01 اخبار جهان
  • 16h05 - 16h30 tu
    GMT 16h05 21/01 دنباله برنامه
  • 16h30 - 16h44 tu
    GMT 16h30 21/01 اخبار جهان
  • 16h44 - 17h00 tu
    GMT 16h44 21/01 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است

سهم هایدگر در انقلاب اسلامی La contribution de Heidegger à la révolution iranienne

سهم هایدگر در انقلاب اسلامی La contribution de Heidegger à la révolution iranienne
 
مارتین هایدِگِر DR

مدعیان ریز و درشت فلسفه را در ایران در بهترین حالت می‌توان دوستاران فلسفه نامید. اما گمان نمی‌کنم در میان آنان حتی یک فیلسوف به معنای غربی کلمه یافت.

شنوندگان عزیز، سلام !
Chers auditeurs bonsoir

رمز چیرگی و سروری تمدن غربی را بر جهان در ویژگی‌های گوناگون آن جسته‌اند. بسیاری از فیلسوفان، اختراع فلسفه را در یونان قرن پنجم پیش از میلاد که غربیان وارث آن بودند سرآغاز این چیرگی می‌دانند. البته خیلی‌ها این گمان را نمی‌پذیرند و راز سروری تمدن غربی را در ویژگی‌های دیگر آن می‌جویند. به هر حال، این گمان که قدرت غرب از فلسفه برمی‌خیزد، سبب شد که از یک قرن پیش، برخی از سرآمدان جامعه‌های غیرغربی از جمله جامعه‌های مسلمان به این دانش غربی روی بیاورند. اما تجربه نشان داد که آموختن این دانش و انتقال آن به این جامعه‌ها کار ساده‌ای نیست. هنوز از جامعه‌های غیرغربی، فیلسوفی برنخاسته است. در حالی که برخی از این جامعه‌ها در علوم طبیعی ‌پیشرفت‌های چشمگیر کرده‌اند.

Bon nombre de philosophes ont tendance à penser que l’invention de la philosophie en Grèce au 5e siècle avant J. C. constitue le principal ressort de la suprématie des Européens à l’époque moderne. Cette idée a trouvé un écho favorable chez de nombreux intellectuels musulmans y compris iraniens d’où leur engouement, depuis presque un siècle, pour la philosophie. Mais contrairement aux sciences naturelles qui trouvent tant bien que mal un point d’ancrage dans ces pays, la philosophie y reste un savoir superficiel. Soyons honnêtes ! Leurs efforts dans ce domaine n’a enfanté aucun philosophe mais dans le meilleur des cas des amateurs de philosophie. Faut-il en chercher la raison dans l’incapacité de leurs langues à transmettre convenablement ce savoir ou plutôt dans la spécificité de celui-ci qui semble intrinsèquement lié à la culture occidentale

از نخستین آشنایی ایرانیان با فلسفۀ جدید غربی پیش از این سخن گفته‌ام. برای شنیدن آن می‌توانید به آرشیو این برنامه در سایت همین رادیو مراجعه کنید. از میانۀ قرن نوزدهم میلادی که «گفتار در روش» دکارت به فارسی ترجمه شد، ایرانیان تاکنون آثار زیادی را از فیلسوفان مهم غربی، از قدیم و جدید، به فارسی ترجمه کرده‌اند. از افلاطون و ارسطو گرفته تا کانت و هگل و نیچه و فیلسوفان نامدار دیگر. این آثار بی‌شک در جهان‌بینی گروه‌هایی از ایرانیان تأثیر گذاشته‌اند، اما نمی‌دانیم چه تأثیری، زیرا مطالعه‌ای در این باره انجام نگرفته است. گویا در ایران از میان همۀ فیلسوفان، مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی، بیش از دیگران اثرگذار بوده است. تا جایی که اطلاع دارم، یکی از ایرانیان دربارۀ او و اثر‌گذاری‌‌اش در ایران رساله‌ای دکتری نیز به زبان فرانسه نوشته است.

La philosophie en Occident n’est pas une suite régulière de savoirs monolithiques. Pourtant, comme le dit François Fédier, le traducteur chevronné de Heidegger, elle est entière. En fait, depuis son origine grecque jusqu’à nos jours, elle se pratique à l’intérieur d’une tradition. Elle est un « prodigieux massif », comme le dit encore François Fédier, et de ce fait, le questionnement philosophique n’est en réalité qu’un cheminement dans ce massif. Le premier grand livre de Heidegger intitulé Etre et temps paru en 1927 est pour ainsi dire le premier résultat du cheminement de ce philosophe. Toute sa vie, il reviendra sans cesse sur tous les moments, sur toutes les étapes de ce cheminement. La grandeur de Heidegger, nous dit Philippe Sollers, c’est de penser l’exacerbation du nihilisme européen. Mais comment cette pensée essentiellement européenne trouve-t-elle un écho en Iran

مطرح شدن هایدگر را در ایران به احمد فردید نسبت می‌دهند. او که در فرانسه تحصیل کرده بود، در سال 1959 میلادی در سمیناری که محمد درخشش، وزیر فرهنگ آن زمان، برای بررسی مبانی آموزش و پرورش ترتیب داده بود، نظریه‌ای زیر عنوان «غرب‌زدگی» مطرح کرد. دربارۀ این اصطلاح و معنای آن، خود فردید و برخی از پیروان او به تفصیل سخن گفته اند. در این باره می‌توانید به سایت بنیاد فردید مراجعه کنید. این نظریه را، چنان که می‌دانید، جلال آل‌احمد گرفت و رساله‌ای زیر این عنوان به چاپ رساند که پیش از انقلاب یکی از پرخواننده‌ترین رساله‌ها بود و سال‌ها دست به دست می‌گشت. بعضی ها معتقدند که این رساله در فراهم آوردن زمینۀ ذهنی انقلاب بسیار اثرگذار بود. اصطلاح غرب‌زدگی را فردید اساساً زیر تأثیر هایدگر ساخت. هایدگر دربارۀ نیهیلیسم غربی می‌اندیشید و کاری به فرهنگ‌های دیگر نداشت. اما اصطلاح غرب‌زدگی ناظر به انسان یا فرهنگ شرقی بود که دچار نیهیلسم غربی شده است.

L’existence humaine est dépourvue de sens, de but, de vérité compréhensible et de valeur. C’est la signification la plus étroite du nihilisme. Le nihilisme pour Heidegger est la conséquence de la pensée métaphysique occidentale qui se caractérise par « l’oubli de l’être ». C’est le destin de l’histoire occidentale. Tout est nul, à tout égard ! C’est la définition du nihilisme moderne dont le déploiement, d’après lui, se manifeste dans la technique. Selon François Fédier, une fois la philosophie aperçue comme ce prodigieux massif, il devient possible de se poser enfin la question décisive : qu’est-ce que la métaphysique ? On voit bien que l’aventure philosophique de Heidegger se déroule à l’intérieur de la tradition philosophique occidentale. Ébloui par ce questionnement, l’Iranien Ahmad Fardid, qui a fait ses études en France, forgera en 1959 le terme « occidentalite » pour désigner la culture orientale atteinte par le nihilisme occidental

هایدگر به جهانی دیگر و در دل سنتی دیگر می‌اندیشید که ربطی به سنت‌های شرقی نداشت. به گفتۀ فرانسوا فِدیه، بی‌همتایی او در این بود که با تیزبینی تمام متوجه رشته‌ای ناگسستنی شد که غربیان را به تاریخی بی‌نظیر پیوسته است، تاریخی که با پرسش فلسفی یونانیان باستان آغازشده است. بنابراین، این پرسش او را که متافیزیک چیست، اندیشه‌گران اروپایی همچنان باید مطرح کنند. با این پرسش، هایدگر ناکامی تمدن غربی را نیز می‌پذیرفت. به این معنا می‌توان گفت که اندیشۀ او اندیشه‌ای تراژیک است. در حالی که نظریۀ غرب‌زدگی، هم از دید فردید و هم از دید آل‌احمد، نظریه‌ای انقلابی بود و می‌بایست مانند دینامیت و باروت عمل کند. این نظریه اگر هم از فلسفۀ هایدگر الهام گرفته باشد، ربطی به آن ندارد.

Le terme « occidentalite » composé du mot « occidental » et du suffixe « ite » indiquant une inflammation c’est-à-dire une maladie, a été repris par l’écrivain Jalal Al-Ahmad pour servir de base à un pamphlet qui fera date dans les années d’avant la révolution jouant un rôle de premier plan dans la préparation intellectuelle de la révolution islamique. Il est vrai que le concepteur de ce terme a été inspiré par la pensée de Heidegger, mais aucun lien ne relie ce terme à cette pensée qui reste après tout une pensée tragique en ce sens que le philosophe allemand, comme le dit François Fédier, avait très tôt reconnu le côté inéluctable de l’échec. Alors que le concepteur du terme « occidentalite » lui avait confié une mission révolutionnaire qu’il a d’ailleurs bien remplie

در ایران امروز گروهی از اهل فلسفه که اسلام‌گرایان سرسختی نیز هستند، خود را «هایدگری» می‌نامند. این گروه را مخالفان مسلمان‌شان نیز به همین نام می‌خوانند. اما این «هایدگریان» در اصل پیروان فردید اند. مطالعۀ تاریخ اصطلاح «غرب‌زدگی» در ایران، از آغاز تا انجام آن، بسیار آموزنده است و نشان می‌دهد که اندیشه‌های فلسفی غرب حتی ژرف‌ترین و پیچیده‌ترینشان به چه سرنوشتی در سرزمین ما دچار می‌شوند. فلسفه و فلسفیدن در بیرون از سنت فلسفی بی معناست. مدعیان ریز و درشت فلسفه را در ایران در بهترین حالت می‌توان دوستاران فلسفه نامید. اما گمان نمی‌کنم در میان آنان حتی یک فیلسوف به معنای غربی کلمه یافت.

En suivant étape par étape l’histoire du fameux terme « occidentalite » en Iran, depuis sa conception en 1959 sous l’influence biaisée de la pensée heideggérienne jusqu’à aujourd’hui, on peut avoir une idée claire du destin réservé dans ce pays aux idées philosophiques occidentales. Soyons sincères ! A quelle école de pensée philosophique ou à quel philosophe a donné naissance l’engouement des Iraniens depuis un siècle pour la philosophie ? Les amateurs de philosophie se trouvent partout dans le monde, mais l’expérience nous montre que l’émergence de la pensée philosophique n’est possible qu’au sein d’une tradition ou, si vous voulez, dans un écosystème culturel particulier

شاد و خرم باشید!

Je vous souhaite santé, bonheur et prospérité
Et j’espère vous retrouver dans la prochaine émission

  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. بعدی >
  6. آخرین >
برنامه‌ها
 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است