گوش کنید دانلود پادکست
  • 14h00 - 14h05 tu
    GMT 14h00 25/04 اخبار جهان
  • 14h05 - 14h30 tu
    GMT 14h05 25/04 دنباله برنامه
  • 14h30 - 14h44 tu
    GMT 14h30 25/04 اخبار جهان
  • 14h44 - 15h00 tu
    GMT 14h44 25/04 دنباله برنامه
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 25/04 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 25/04 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 25/04 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 25/04 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است

خودبزرگ‌بینی در میان ایرانیان La mégalomanie parmi les Iraniens

خودبزرگ‌بینی در میان ایرانیان La mégalomanie parmi les Iraniens
 

هویت نابردباری که در قرن گذشته برای ما ساخته‌اند و روی دیگر سکۀ خودبزرگ‌بینی ماست، نکبت دیروزمان را به حملۀ عرب و درماندگی امروزمان را به توطئۀ قدرت‌های غربی نسبت می‌دهد و بدین‌سان، ناتوانی فردی و جمعی ما را توجیه می‌کند.

شنوندگان عزیز، سلام!
Chers auditeurs bonsoir

ناپلئون خواب تسخیر جهان را می‌دید و هیتلر می‌خواست نژادی از ابرانسان‌ها پدید آورد. دوست فرانسوی من دختری دارد که چندی پیش در تئاتر مدرسه‌اش نقش کوچکی بازی کرده و با استقبال تماشاگران رو به رو شده و اکنون گمان می‌کند که بهترین هنرپیشۀ نسل خود است. همسایۀ ما پژوهشگر سادۀ یک آزمایشگاه زیست‌شناسی است و مقاله‌هایی در این زمینه به چاپ رسانده اما مدتی است اطمینان پیدا کرده که به زودی بزرگ‌ترین کشف قرن را خواهد کرد. حتماً بعضی از شماها به خاطر دارید که محمدرضاشاه خود را جانشین کورش هخامنشی می‌دانست و می‌خواست ایران را با پول نفت به دروازه‌های تمدن بزرگ برساند. در میان حکومتگران کنونی ایران کم نیستند کسانی که هنوز هدفِ نخستین انقلاب ایران را ایجاد حکومت جهانی اسلام بدانند. اگر دقت کنید همۀ این آدم‌ها یک خصلت مشترک دارند و آن خودبزرگ‌بینی یا جنون عظمت است.

Il est normal que notre narcissisme nous conduise à nous surestimer. C’est une tendance plus ou moins naturelle qui émane d’ambitions légitimes. Se croire plus beau, plus intelligent, plus important, plus fort, plus ingénieux et plus brillant qu’on ne l’est réellement, est sans doute un signe de mégalomanie. Cette attitude mentale a toujours existé, mais elle est de nos jours encouragée aussi bien par les valeurs mises en avant par la société que par la facilité d’accéder aux moyens d’expression de toutes sortes que ce soit l’audiovisuel, les revues, ou même les maisons d’édition qui sont moins exigeantes qu’auparavant pour ce qui est de la qualité de leurs publications. Etre un peu mégalomane semble parfois nécessaire pour avancer dans la vie et nous le sommes tous à divers degrés. Se croire capable d’exécuter un travail ou de réussir dans une compétition nécessite une petite dose de mégalomanie, mais quand les prétentions sont démesurées, nous sommes en face d’une maladie

آدمیان خود را چنان که درواقع هستند، نمی‌بینند. یا خودکمبین‌اند و یا خودبزرگ‌بین. روان‌شناسان خود‌کم‌بینی را به همان اندازۀ خودبزرگ‌بینی زیانبار می‌دانند و حتی معتقدند که اندکی خود‌بزرگ‌بینی بهتر و سالم‌تر از خودکم‌بینی است. زیرا آدم خودکم‌بین به توانایی‌های خود اعتقادی ندارد و از همین‌روهمواره شکست می‌خورد. به ویژه آنکه رندان، خود‌کم‌بینی او را با عناوین گوناگون از جمله فروتنی می‌ستایند و او را از آشکار کردن توانایی‌هایش و بهره‌مند شدن از آن‌ها باز می‌دارند. و اما مرز میان خودبزرگ‌بینی عادی و خودبزرگ‌بینی بیمارگون کجاست؟ روان‌شناسان دو نشانۀ اساسی برای این مرز می‌شناسند. اول، گسست کامل از واقعیت و دوم، تحقیر دیگری تا حد انکار او. جالب اینکه این خصلت، در عین‌حال که میل به نابودی دیگری را در بیمارِ خودبزرگ‌بین شدت می‌بخشد، بیشتر وقت‌ها با خودویرانگری خود او نیز همراه است.

L’origine du mal est à rechercher dans l’enfance. C’est là que le destin du mégalo pathologique se détermine. L’enfant est au centre de l’attention. On lui accorde tout et il est persuadé que ses caprices font loi. C’est une phase normale et nécessaire du développement qui l’aidera plus tard à se considérer capable de réaliser ses désirs. Mais selon certaines études psychanalytiques, il semble que vers 4 ans les fantasmes de toute-puissance quittent l’enfant et cela en raison de l’omnipotence du père qui représente la loi et « possède » tout à la maison, même la mère. C’est là que l’enfant s’aperçoit qu’il ne peut pas tout désirer et qu’il y a des limites. Mais dans le cas où le père, pour une raison ou une autre, ne peut plus produire cette impression, l’enfant se voit conforté dans ses fantasmes de toute-puissance. Son surmoi lui chuchotera toute sa vie : « tu dois réussir à tout prix » et il se permettra de détruire l’autre sans culpabilité

روان‌شناسان ریشه‌های خودبزرگ‌بینی را مانند بسیاری از بیماری‌های روانی در کودکیِ بیمار جست و جو می‌کنند. به عقیدۀ بیشتر آنان، خودبزرگ‌بینی معمولاً در کودکانی پدید می‌آید که از حمایت بیش از اندازۀ مادر برخوردارند و پدر به هر دلیلی توانایی حد گذاشتن بر رفتار کودک را ندارد. از زمانی که این گمان در کودک پدید می‌آید که می‌تواند خواسته‌هایش را با پافشاری بر آن‌ها بر کرسی نشاند، نطفۀ خودبزرگ‌بینی در روان او بسته می‌شود. خودبزرگ‌بین خویشتن را تواناتر، دانشمندتر، شایسته‌تر، حق‌دارتر و خطاناپذیرتر از همه می‌داند. حتماً تاکنون پای صحبت آدمی خودبزرگ‌بین نشسته‌اید و دیده‌اید که چگونه، بی‌آنکه بر زبان بیاورد، از شما می‌خواهد که فقط شنونده باشید. البته بهتر است در برابر او خاموش بمانید. زیرا اگر سخنی هوشمندانه از شما بشنود، بی‌شک آن را تخطئه خواهد کرد.

Le mégalo pathologique est toujours plus capable, plus savant, plus méritant, plus dans le vrai et plus juste. Il est infaillible. Il peut se présenter en victime, la plus grande victime que l’on puisse imaginer, et pour montrer qu’il a raison, il peut même aller jusqu’à sa propre destruction. Certains psychanalystes pensent que cette attitude pathologique provient le plus souvent d’un traumatisme ayant blessé le moi de l’individu et causé son humiliation. La tyrannie des mégalos compenserait inconsciemment leur sentiment de faiblesse. Examinée sous cet angle, la mégalomanie collective ou même nationale que l’on aperçoit chez certains peuples devient plus ou moins intelligible. Beaucoup d’historiens pensent que le traumatisme causé par le traité de Versailles signé en juin 1919 et l’humiliation que le peuple allemand avait subie, expliquent entre autres l’arrivée au pouvoir d’Hitler et la folie collective qui s’est ensuivie

روان‌شناسان گونه‌ای از خودبزرگ‌بینی را با زخم‌خوردگی روانی یا روان‌گزیدگی توضیح می‌دهند. در این حالت، خودبزرگ‌بین آدمی بسیار شکننده است. او در عین خودبزرگ‌بینی عادت به مظلوم‌نمایی نیز دارد و برای اثبات مظلومیت‌اش می‌تواند حتی تا مرز نابودی خود پیش برود. شکی نیست که رویدادی یا رفتاری تحقیرآمیز زخمی درمان‌ناپذیر بر روان او زده است و از همین رو، خودبزرگ‌بینی‌اش بیشتر وقت‌ها با تهدید عاطفی همراه است. او خود را آسیب‌دیده و فداشده نشان می‌دهد. درواقع، بی‌رحمی و دشمن‌خوییِ ذاتی‌اش زخم‌خوردگی یا روان‌گزیدگی او را جبران می‌کند. با این ساز و کار می‌توان خودبزرگ‌بینی‌های قومی و ملی را نیز توضیح داد. هویت‌های نابُردبار ملی که بعضی از ملت‌ها برای خود ساخته‌اند، نتیجۀ این نوع خودبزرگ‌بینی است. به همان گونه که آدم خودبزرگ‌بین از پذیرش توانایی‌های دیگری تن می‌زند، ملت‌های خودبزرگ‌بین نیز همۀ بزرگی‌ها، هنرها، دانش‌ها و زیبایی‌ها را از آن خود و دیگران را بی‌بهره از آن‌ها می‌دانند.

La plupart des nationalistes iraniens cultivant une nostalgie pathologique envers l’Iran préislamique, sont souvent atteints par ce genre de mégalomanie. Animés par une identité intolérante construite au siècle dernier, qu’on enseigne dans les écoles et les universités en tant qu’histoire nationale, leur discours est rythmé par une hostilité gratuite envers les Arabes qui ont mis fin, il y a déjà 14 siècles, à l’Empire perse des Sassanides. Comment peut-on expliquer cette hostilité si ce n’est par le traumatisme que ces nationalistes nostalgiques vivent par procuration ? Ne s’agirait-il pas là de compenser inconsciemment un sentiment de faiblesse et d’infériorité ? La mégalomanie individuelle peut être maîtrisée d’une façon ou d’une autre. Mais la tâche est gigantesque quand il s’agit de contenir une mégalomanie collective

خودبزرگ‌بینی پدیده‌ای نیست که خاص فرهنگ‌ها یا ملت‌های معینی باشد. آن را در میان همۀ مردمان جهان می‌توان یافت. اما در میان بعضی ملت‌ها به دلایل فرهنگی و تاریخی زمینۀ مناسب‌تر و شدت بیشتری دارد. آیا گمان نمی‌کنید که فرهنگ ما ایرانیان برای رشد و گسترش این بیماری استعداد بیشتری داشته باشد؟ دامنه و شدت این بیماری را در میان طبقۀ متوسط شهری ایران و جماعتی که روشنفکر نامیده می‌شوند، به آسانی می‌توان سنجید؟ کافی است اندکی در رفتار و گفتار این گروه از ایرانیان دقت کنید و ببینید که چگونه این بیماری چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی در میان آنان بیداد می‌کند. شکی نیست که صورت فردی‌اش نتیجۀ تربیت خانوادگی است. اما صورت جمعی‌اش حاصل هویت نابردباری است که در قرن گذشته برای ما ساخته‌اند. این هویت نابردبار که روی دیگر سکۀ خودبزرگ‌بینی ماست، نکبت دیروزمان را به حملۀ عرب و درماندگی امروزمان را به توطئۀ قدرت‌های غربی نسبت می‌دهد و بدین‌سان، ناتوانی فردی و جمعی ما را توجیه می‌کند.

Pour éradiquer le virus de cette maladie, ou du moins diminuer ses effets négatifs, le seul remède qui me vient à l’esprit est l’ouverture aux autres. Les études sociologiques montrent que la structure familiale en Iran, et surtout dans les grandes villes, est en évolution permanente. Peut-on espérer que cette évolution aille dans le sens d’une limite des causes du développement de la mégalomanie individuelle ? Je préfère être optimiste. Mais pour se débarrasser de la mégalomanie collective, le premier pas est de changer notre regard sur l’autre que nous avons tendance à mépriser. C’est une naïveté déplorable de croire que nous sommes les détenteurs exclusifs de l’art, du savoir, de la beauté et de la grandeur

شاد و خرم باشید!
Je vous souhaite santé, bonheur et prospérité
Et j’espère vous retrouver dans la prochaine émission
 

  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. بعدی >
  6. آخرین >
برنامه‌ها
 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است