گوش کنید دانلود پادکست
  • 14h00 - 14h05 tu
    GMT 14h00 23/07 اخبار جهان
  • 14h05 - 14h30 tu
    GMT 14h05 23/07 دنباله برنامه
  • 14h30 - 14h44 tu
    GMT 14h30 23/07 اخبار جهان
  • 14h44 - 15h00 tu
    GMT 14h44 23/07 دنباله برنامه
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 23/07 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 23/07 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 23/07 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 23/07 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است
خبر فوری

شاه حسین مرتضوی، سخنگوی دفتر ریاست جمهوری افغانستان با اعلام این خبر گفت «طالبان در ارتکاب این جنایت کارکنان بیمارستان و زخمی‌ها را هدف قرار داده اند».

ناسیونالیسم و بیگانه‌ستیزی در اروپا L’Europe piétine-t-elle ou régresse-t-elle

ناسیونالیسم و بیگانه‌ستیزی در اروپا   L’Europe piétine-t-elle ou régresse-t-elle
 

رهبران اروپایی در ساختن اروپای واحد شتابان پیش رفته‌اند. 28 کشور بزرگ و کوچک را که از بسیاری جنبه‌ها ناهمساز و نابرابرند، در مدت کوتاهی عضو اتحادیۀ اروپا کرده‌اند. ناسیونالیسم و بیگانه‌ستیزی در کشورهای کوچک‌تر اروپایی بیداد می‌کند. زیرا مردمان این کشورها احساس می‌کنند که به حاشیه رانده شده‌اند و جایگاه چندان مهمی در اروپای متحد ندارند.

شنوندگان عزیز، سلام !
Chers auditeurs bonsoir

نتایج انتخابات پارلمان اروپا در فرانسه که شنبۀ گذشته برگزار شد، برخلاف آنچه در این چند روز دولتمردان این کشور از رییس‌جمهوری تا رهبران درجه اول سیاسی دربارۀ آن گفته‌اند، غافلگیرکننده نبود. نظرسنجی‌های پیش از انتخابات، کم و بیش چنین نتایجی را پیش‌بینی می‌کردند. در این انتخابات، حزب راست افراطی به نام جبهۀ ملی، که حزبی است ناسیونالیست، مسلمان ستیز، با گذشته‌ای آشکارا ضد یهود، ضد حضور خارجیان در خاک فرانسه و خواهان خروج فرانسه از اتحادیۀ اروپا، از دو حزب بزرگ و سنتی فرانسه یعنی حزب سوسیالیست و حزب لیبرال پیشی گرفت و اکنون نیرومندترین حزب این کشور است. آیا این رویداد جدا از علت‌های سیاسی و اقتصادی علت‌های دیگری نیز داشت؟ با توجه به اینکه تشکیل اروپای متحد پدیدۀ تاریخی بی‌مانندی است، برنامۀ این هفته را به این موضوع اختصاص داده‌ام.

Les résultats des élections européennes de samedi dernier en France étaient sans doute la démonstration d’un retournement dans l’histoire de la construction de l’Union européenne. Peut-on les considérer comme l’annonce de la mort imminente de l’idéal européen? Les esprits les plus raisonnables et les plus éclairés nous rassurent. Ils nous disent : non ! Il n’y a pas de raison de vous inquiéter! L’idéal européen ne va pas mourir ! Même les souverainistes ou les soi-disant eurosceptiques en sont conscients et, malgré leur récente poussée électorale, ils ont l’intime conviction que le destin de leurs pays respectifs est inséparable de celui de l’Europe. L’idéal européen ne date pas d’hier. Il a commencé à se concrétiser bien avant que les contraintes de la mondialisation n’apparaissent effectivement. La construction de l’Union européenne peut ralentir mais elle poursuivra son chemin. D'où viennent donc cette inquiétude et ce scepticisme quant à son avenir qu'ont exprimés les Français samedi dernier

تجربۀ تشکیل اروپای متحد برای مردمان کشورهای دیگر جهان نیز بسیار آموزنده است. کم نیستند روشنفکران و سرآمدان سیاسی کشورهای غیراروپایی که به این تجربه امید بسته باشند. زیرا می‌دانند که در جهان امروز کشورهاشان چندان اثرگذار نیستند و قدرت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اخلاقی کافی برای ایستادگی در برابر قدرت‌های بزرگ ندارند و دیر یا زود به کشورهای حاشیه‌ای تبدیل خواهند شد. بنابراین، باید به اتحاد‌های پایدار منطقه‌ای روی بیاورند. شکی نیست که کشورهای بزرگ اروپایی بیش و پیش از همه به این حقیقت پی برده‌اند. اما مشکل این‌جاست که سرآمدان این کشورها هنوز به مردمانشان نیاموخته‌اند که اروپا را دوست بدارند. خواهید گفت مگر دوست داشتن آموختنی است؟ می‌گویم آری! صلح‌دوستی، طبیعت‌دوستی، انسان‌دوستی، میهن‌دوستی و جز این‌ها، همه آموختنی‌اند.

La construction de l’Union européenne intéresse également les élites des pays non-européens, car d’expérience, ils savent que dans le monde d’aujourd’hui aucun de leurs pays ne peut prétendre ni à une prospérité durable sur le plan économique ni à une influence politique au niveau mondial sans faire alliance avec ses voisins. C’est pourquoi, quand l’Europe tergiverse dans sa marche vers l’Union, ils s’interrogent eux aussi sur l’issue de cette expérience unique. De multiples causes sont à l’origine de l’inquiétude et du scepticisme actuels. Je ne vais pas vous inventorier les causes économiques et politiques. Les professionnels en ont largement parlé. Le doute de l’opinion publique sur la réussite de cette expérience n’est pas uniquement imputable à ces causes aussi déterminantes soient-elles. Il faut d’abord aimer l’Europe, mais comme le dit Olivier Pourriol, on n’a pas appris aux Européens à l’aimer

نام هوسرل، فیلسوف آلمانی، برای ایرانیان کتابخوان نامی آشناست. او از آن دسته اندیشه‌گران اروپایی است که اروپا و آیندۀ تمدن آن یکی از مایه‌های فکری‌شان بوده است. می‌گفت: دشمنی‌ دو طرفه میان ملت‌های اروپایی هرچه باشد، خویشاوندی درونی این ملت‌ها در عرصۀ معنویت، آن‌ها را به هم می‌پیوندد و از دعواهای ملی شان درمی‌گذرد. این خویشاوندی معنوی به پیوند میان برادران و خواهران می‌ماند که در کانون خانواده، آگاهی مشترکی در آنان پدید می‌آورَد تا بر پایۀ آن خویشتن را در خانۀ خود احساس ‌کنند. احساسی که هوسرل از آن سخن می‌گوید احساسی کلی است. امروز در میان مردمان دیگر جهان نیز این احساس نسبت به فرهنگ اروپایی وجود دارد. افلاطون و ارسطو و نیچه و هایدگر را در چین و ژاپن و مصر نیز می‌خوانند. در آن کشورها نیز به سبک اروپاییان لباس می‌پوشند، رمان می‌نویسند، پارلمان تشکیل می‌دهند و انتخابات برگزار می‌کنند، اما آنان خود را اروپایی نمی‌دانند.

En convertissant l’Europe, qui est avant tout une réalité géographique, en un concept abstrait, comme le font souvent les philosophes dont Husserl, on n’arrivera jamais à apprendre aux Européens à aimer l’Europe. Dire que « les Européens conservent sur le plan de l’esprit une parenté intérieure qui les pénètre de part en part et surmonte les différences nationales », n’est pas suffisant pour leur faire comprendre cette Union. Pascal Lamy, économiste et homme politique français, cherche à juste titre l’identité de l’Europe dans le regard des autres. Ce regard lui dit que l’Europe est un esprit, celui d’une civilisation. Mais cet esprit, devenu depuis belle lurette universel, est aussi celui de nombreux peuples de la planète. Peut-on dire que l’Europe est là où se manifeste cet esprit ? On peut aimer l’universel, mais pour l’homme de la rue, l’amour abstrait n’est pas aussi passionnant que l’amour concret

با تبدیل اروپا به یک مفهوم کلی، کاری که هوسرل می‌کند، نمی‌توان دوست داشتن آن را به اروپاییان آموخت. آدمیان به مفاهیم مجرد عشق نمی‌ورزند. وانگهی، معنویت منحصر به اروپا نیست. بنابراین، اروپا در ذهن اروپاییان بیش از آنکه مفهومی کلی باشد، واقعیتی جغرافیایی است که حد و مرزی دارد. تازه، همین واقعیت جغرافیایی تا دیروز تقسیماتی داشت. می‌گفتند اروپای غربی، اروپای شمالی، اروپای مرکزی، اروپای شرقی. امروز کم‌تر از این نام‌ها استفاده می‌کنند. اما دربارۀ آمریکا، آفریقا یا آسیا این تقسیمات را به کار می‌برند. می‌گویند آسیای شرقی، آسیای جنوب شرقی یا آسیای غربی. باری، در این واحد جغرافیایی که اروپا نام دارد، مردمان گوناگون زندگی می‌کنند که گاه از نظر فرهنگی بسیار ازهم دورند و تا دیروز هیچ رابطه‌ای باهم نداشتند. اگر از یک فرانسوی معمولی بپرسند لتونی و لیتوانی و استونی کجاست، شاید نتواند پاسخ درستی بدهد، اما جایگاه جغرافیایی اسپانیا و آلمان و ایتالیا حتی پرتغال را می‌تواند مشخص کند.

L’Europe fut le concepteur de l’Etat-nation. C’est elle qui l’a exporté partout dans le monde. La construction de l’Europe unie ne peut se faire que par son dépassement sinon son effacement. En fait, c’est une opération qui s’avère indispensable pour le bien-être de tous les Européens, mais le problème est qu’elle doit se faire sans anesthésie. C’est déjà très difficile à supporter. Mais un autre problème est que les chirurgiens qui s’en sont chargés ne sont pas capables de parler d’une seule voix. Car ils regardent la réalité de l’Europe à travers le prisme de leurs concepts théoriques. La double identité des Européens, celle nationale et celle européenne, qu’on essaie de conjuguer n’a pas encore pris forme. D’ailleurs, une fois déterminée, il faudra du temps pour qu’elle soit intériorisée. Alors que l’exaltation de l'identité nationale pendant des siècles au détriment de l'identité européenne a profondément marqué les esprits

رهبران اثرگذار اروپایی تازه متوجه شده‌اند که در ساختن اروپای واحد شتابان پیش رفته‌اند. 28 کشور بزرگ و کوچک را که از بسیاری جنبه‌ها ناهمساز و نابرابرند، در مدت کوتاهی عضو اتحادیۀ اروپا کرده‌اند. ناسیونالیسم و بیگانه‌ستیزی در کشورهای کوچک‌تر اروپایی بیداد می‌کند. مردمان این کشورها احساس می‌کنند که به حاشیه رانده شده‌اند و جایگاه چندان مهمی در اروپای متحد ندارند. به همین سبب، بعضی از رهبران اروپایی پیشنهاد می‌کنند که اروپا به شش تا ده کشور کاهش یابد. پرسش این است که آیا چنین کاری ممکن است؟

Certains disent que les dirigeants européens sont allés trop vite. L’Europe à 28 est une aberration. Devenue trop lente, la construction de l’Europe unie semble s’acheminer vers le déni de ses idées promotrices. Si le nationalisme sévit parmi les pays qui ont nouvellement adhéré, la raison est à rechercher dans leur impression d’être marginalisés au sein de cette Union. C’est pourquoi certains proposent la création d’un cœur de l’Europe regroupant 6 à 10 pays qui constituera un socle solide, une locomotive de l’Union Européenne. En fait, c’est une façon de dire qu’il faut diminuer les pays membres. La question est de savoir si cela est possible

شاد و خرم باشید!

Je vous souhaite santé, bonheur et prospérité
Et j’espère vous retrouver dans la prochaine émission
 

  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. بعدی >
  6. آخرین >
برنامه‌ها
 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است