گوش کنید دانلود پادکست
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 22/10 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 22/10 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 22/10 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 22/10 دنباله برنامه
  • 16h00 - 16h05 tu
    GMT 16h00 22/10 اخبار جهان
  • 16h05 - 16h30 tu
    GMT 16h05 22/10 دنباله برنامه
  • 16h30 - 16h44 tu
    GMT 16h30 22/10 اخبار جهان
  • 16h44 - 17h00 tu
    GMT 16h44 22/10 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است

"مارسلین لوریدان-ایونس" از آخرین بازماندگان آشویتس در فرانسه درگذشت

 
"مارسلین لوریدان-ایونس" Libération

*«مارسلین لوریدان-ایونس»، نویسنده و سینماگر فرانسوی و یکی از آخرین بازماندگان آشویتس و دیگر اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی، سه شنبه هجدهم سپتامبر ۲۰۱۸ در سن ۹۰ سالگی در پاریس درگذشت.

"مارسلین لوریدان-ایونس" (با نام اصلی روزنبرگ) در سال ۱۹۲۸ در یک خانواده یهودی لهستانی در شهر نانسی به دنیا آمد. هنگامی که گشتاپو او و پدرش را در یکی از شب‌های ۱۹۴۳ دستگیر کرد مارسلین ۱۵ سال بیش نداشت. او هرگز آخرین جمله پدرش را پیش از جدا کردن آنان از یکدیگر در ایستگاه قطار "درانسی" در حومه پاریس از یاد نبرد. پیش از خداحافظی پدر مارسلین به او گفت : «از این سفر شاید تو زنده بازگردی چون جوانی. اما من از این سفر بازنخواهم گشت.»

ظاهرا حق با پدر مارسلین بود، هر چند مارسلین نیز همانند دیگر بازماندگان اردوگاه های مرگ آلمان فاشیست هرگز از این اردوگاه‌ها حقیقتاً زنده بازنگشت. او نیز ناچار بود طی دهه‌ها روح مرده اش را به دوش بکشد و از خلال کتاب‌ها و فیلم هایش تجربه ای غیرقابل وصف را به دیگران منتقل کند. پس از آزادی از اردوگاه های مرگ در سال ۱۹۴۵ «مارسلین لوریدان-ایونس» باقی ماندۀ عمر خود را با نوشتن و ساختن فیلم وقف مبارزه با خشونت و بی‌عدالتی کرد.

مارسلین در قطاری که او را به آشویتس می‌برد با دختر جوان دیگری به نام «سیمون وی» آشنا و همبند شد که در جوانی و زیبایی همتای او بود. سیمون وی نیز به طرز مجعزه آسایی از اردوگاه مرگ آلمان نازی جان به در برد. او پس از دومین جنگ جهانی به یکی از نادر شخصیت های محبوب فرانسویان و مدافع حقوق زنان تبدیل شد و پیکر او پس از مرگش در سال ٢٠۱۷ به «پانتئون» مقبرهٔ بزرگان و نام‌آوران فرانسه منتقل شد.

«ژان وی» فرزند سیمون وی در پی مرگ "مارسلین لوریدان-ایونس" گفت : «مارسلین دوست دورهٔ اسارت مادرم بود و این مرحله از زندگی بسیار دشوار آنان پیوندهای عمیق دوستی شان را ناگسستنی کرد. برای من و برادرم حضور مارسلین و پیوندهای عمیق او با ماردم مهم و حیاتی بودند.»

در بازگشت از آشویتس مارسلین پی برد که مادرش جان باخته است. برادر کوچکش و یکی از خواهرهایش اندکی بعد از بازگشت مارسلین از آشویتس خودکشی کردند. خود مارسلین نیز دو بار تلاش کرد که به زندگی خود خاتمه دهد، هر چند در این اقدام موفق نشد. او می گفت : "آشویتس حتا کسانی را که گرفتار آن نشدند نابود می کند.    "

پس از رهایی آشویتس یکی از عموهایش به مارسلین توصیه کرده بود که هیچ چیز در مورد اردوگاه های مرگ نگوید چون هیچکس منظور او را نخواهد فهمید. مارسلین اما کاملا خلاف این توصیه عمل کرد. او در سن هفده سالگی به کمونیسم روی آورد. از حقوق زنان و استقلال الجزایر دفاع کرد. به جنبش «موج نو» سینمای فرانسه پیوست. مدتی مائویست شد و فیلم‌ها و گزارش های مستندی در مورد جنگ ویتنام و چین تهیه کرد.

او می‌گفت : "بعد از تجربهٔ آشویتس همواره طوری زیستم که انگار دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم. چون در آشویتس انسان و انسانیت مُرد و از این مرگ برای برخی از بازماندگان، زندگی هر چند شکننده و ناپایدار از نو زاده شد.» مارسلین می‌گفت : «بعد از آشویتس دیگر نتوانستم چیزی برای خود بسازم. تنها برای دیگران زیستم."

"مارسلین لوریدان-ایونس" در آخرین سال های زندگی اش بیش از پیش ناامید شده بود و بیشتر از همه ناامید از انسان. او می گفت که این ناامیدی اما همچنان محرک او برای زنده ماندن است. او در مصاحبه‌ای به مناسبت هفتادمین سالگرد آزادی زندانیان آشویتس می‌گفت : "یهودی‌کشی بخشی از تاریخ کهن مسیحی است که قدمتی دو هزارساله دارد و نباید پنداشت که این سنت دیرینه تغییر یافته است."

مارسلین با صراحت لحنی که ویژه او بود جهان کنونی را همچنان دهشتناک توصیف می کرد. او می گفت : "دورۀ حاضر دوره ای بس عقب‌مانده و ارتجاعی است که در آن اندیشه به کل فروپاشیده است." انتقادهای او در آخرین سال های زندگی اش بیش از همه متوجه گروه‌ها و روشنفکران چپگرا بود که به گمان مارسلین نه متوجه بازگشت یهودی‌ستیزی شدند و نه در برابر آن واکنشی درخور از خود نشان دادند.

"مارسلین لوریدان-ایونس" از حضور دوبارۀ پلیس و ارتش در مقابل عبادتگاه ها و مدارس یهودی فرانسه ابراز انزجار می کرد و می‌گفت : «اکنون در جمهوری زندگی می کنیم که از ما یهودیان محافظت می‌کند. بسیار خوب، ما از این محافظت در دههٔ ۱۹۴۰ محروم بودیم. اما من نمی خواهم کسی از من محافظت کند. می خواهم که از من محافظت نشود. من می خواهم راحتم بگذارند."

"سوفی شووُ"، نویسندۀ فرانسوی و از دوستان مارسلین، می‌گوید که او از گسترش دوبارهٔ یهودی‌ستیزی به ویژه بعد از یازدهم سپتامبر بسیار منزجر و در عین حال ناامید شده بود و بازگشت او به اسرايیل تبلور این ناامیدی بود.

"مارسلین لوریدان-ایونس" فردی مذهبی نبود اما از پیوندهایش با یهودیت خشنود بود. او می گفت : "پشیمان نیستم که به خاطر این پیوند بهای سنگینی پرداخته ام. زیرا این پیوند به آگاهی من از جهان منجر شد."

"مارسلین لوریدان-ایونس" در آخرین روزهای زندگی اش از یکی دیگر از دوستان قدیمی خود پرسیده بود : «حالا که در پایان زندگی هستیم فکر می‌کنی کار درستی کردیم که از اردوگاه‌های مرگ زنده بازگشتیم؟» به این پرسش دوست مارسلین پاسخ منفی داده بود. اما خود مارسلین در پاسخ به همین پرسش با لبخندی تلخ گفته بود : «نمی دانم. چند سال دیگر پاسخم را خواهم داد.» 

 

 

  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. بعدی >
  6. آخرین >
برنامه‌ها
 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است