گوش کنید دانلود پادکست
  • 14h00 - 14h05 tu
    GMT 14h00 22/08 اخبار جهان
  • 14h05 - 14h30 tu
    GMT 14h05 22/08 دنباله برنامه
  • 14h30 - 14h44 tu
    GMT 14h30 22/08 اخبار جهان
  • 14h44 - 15h00 tu
    GMT 14h44 22/08 دنباله برنامه
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 22/08 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 22/08 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 22/08 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 22/08 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است

فرانسه نیز وارد دورۀ خطرناکی از پوپولیسم می‌شود

فرانسه نیز وارد دورۀ خطرناکی از پوپولیسم می‌شود
 
مارین لوپن رهبر حزب راست افراطی "اجتماع ملی" و ژوردان بردولا صدر فهرست انتخاباتی این حزب در انتخاب پارلمان اروپا Reuters

پس از "برکسیت، فرانسه نیز از خلال جنبش "جلیقه زردها" وارد چرخۀ یک جنبش خطرناک پوپولیستی شده است. پوپولیسم معاصر عموماً ارزش ها و انگاره های راست را با شیوه ها و سبک سیاست ورزی چپ در هم می آمیزد که البته امروز سخت دچار سرگشتگی و ابهام شده است. عاملان اجتماعی این جنبش دائماً از یک افق افراطی ایدئولوژیک به یک افق افراطی دیگر (و معمولاً از چپ افراطی به راست افراطی) عبور می کنند. این جابجایی دایمی و سیّال در مواضع، ویژگی غالب جنبش های پوپولیستی است که از نو شاهد رشد و پیشروی آنها نه فقط در فرانسه بلکه تقریباً در کل کشورهای غربی و اروپایی از جمله در آمریکا هستیم.

بر اساس آخرین نظرسنجی ها حزب راست افراطی فرانسه (موسوم به اجتماع ملی) بیش از حزب چپ رادیکال (موسوم به حزب نافرمان) از جنبش جاری "جلیقه زردها" بهره برداری و بیش از کل احزاب آشوب زده و پراکندۀ چپ نقش اپوزیسیون را در مقابل رئیس جمهوری تضعیف شدۀ فرانسه، امانوئل ماکرون، ایفاء می کند.

بر اساس همین نظرسنجی ها تعداد کسانی که در این جنبش به حزب اجتماع ملی تمایل نشان می دهند از ۲۲ درصد به ٣۵ درصد افزایش یافته و همزمان کسانی که خود را از منظر سیاسی به حزب چپ نافرمان متعلق می دانستند از ۴۲ درصد به ٣۰ درصد کاهش یافته اند.

منشاء این تناسب، منازعات اجتماعی و اعتصاب های کارگری و دانشجویی یک سال گذشته است که در آغاز به پیشروی مهم حزب چپ نافرمان کمک کرد. این اعتراض ها و اعتصاب ها حزب اجتماع ملی را در وضعیتی دشوار قرار داده بود تا آنجا که پایه های اجتماعی این حزب را کسبه و کارفرمایان خُرد، پیشه وران و طیف وسیعی از مزدبگیران تشکیل می دهند.

برای نمونه، ٣٧ درصد کارگران و ٣۲ درصد کارمندان فرانسوی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰١٧ به مارین لوپن، نامزد حزب راست افراطی اجتماع ملی رأی دادند. واضح است که این گروه ها یا طبقات اجتماعی نمی توانند منافع و مواضع مشترکی دربارۀ افزایش دستمزد حداقل داشته باشند.

با این حال، این گرفتاری بزرگ حزب اجتماع ملی با بروز جنبش "جلیقه زردها" برطرف شد. زیرا، منشاء اولیه این جنبش نارضایتی از نظام مالیاتی به ویژه عوارضی است که تقریباً همۀ گروه های اجتماعی را خشمگین کرده است. به همین دلیل، مارین لوپن،  رهبر حزب راست افراطی اجتماع ملی، که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰١٧ متحمل شکست سنگینی در برابر تنها رقیب خود، امانوئل ماکرون، شد، توانست در اندک مدتی به رقیب قَدّر رئیس جمهوری فرانسه تبدیل شود. زیرا، بحران "جلیقه زردها" بیش از همه گویای سرخوردگی بزرگ فرانسوی ها پس از روی کار آمدن امانوئل ماکرون است.

پس از انتخاب ماکرون در اندک مدتی نوعی بُهت و ناباوری بخش های گسترده ای از جامعۀ فرانسه را دربرگرفت و بر شکاف های اجتماعی گذشته، نوعی شکاف اخلاقی نیز اضافه شد. اکنون بعید به نظر می رسد که "گفتگوی بزرگ" ملی که به ابتکار رئیس جمهوری فرانسه آغاز شده بتواند این کشور را از چنبرۀ بحران – اگر نه بن بست – کنونی آن خارج کند. برای اولین بار شاید پس از جنبش مه ۱۹۶۸ حاکمان فرانسه مهار این جامعه را از دست داده اند.

مارسل گُشه، موّرخ و فیسلوف فرانسوی، معتقد است که شکاف های اجتماعی جامعۀ فرانسه متعلق به دیروز و امروز نیست، بلکه نتیجۀ سه دهه جهانی شدن مستمر است که به نابودی صنایع در مناطق وسیعی از فرانسه منجر شد. او تصریح می کند که خود پدیدۀ ماکرون نتیجۀ اضمحلال نظام سیاسی برآمده از روند سه دهه تلاطم و تغییر در اعماق جامعۀ فرانسه بوده که امروز خود را در بی اعتمادی عمومی نسبت به نمایندگان سیاسی این کشور متبلور ساخته است.

مارسل گُشه می گوید که امانوئل ماکرون برغم امیدهای بی سابقه ای که با انتخابش در نزد فرانسویان برانگیخت دچار دو اشتباه فاحش شد : اول اینکه او برغم وعدۀ انتخاباتی خود از شنیدن صدای ناراضیان و سرخورده های جامعه خودداری کرد و دوم اینکه او با سرعتی جنون آمیز دست به کار اصلاح و تغییر ساختارهایی شد که زندگی میلیون ها نفر را سخت تحت تاثیر قرار داد. چنین روشی در تاریخ و فرهنگ سیاسی فرانسه غیرقابل تصور و غیرقابل قبول است.

هیچ فرانسوی باور نمی کند که کشورش بتواند در عرض یک سال و نیم متحمل اصلاحات سنگین بشود و در عین حال از ثمرات آن بهره مند گردد. مثل هر جامعۀ پیشرفتۀ دیگری، مشکلات و مسائل فرانسه پیچیده اند و راه حل آنها نیازمند زمان نسبتاً طولانی است. اصلاح اقتصاد، نهادهای سیاسی، آموزش و پرورش و بهداشت و بیمه های اجتماعی... در فرانسه، آنهم در کمتر از دو سال فقط به یک رؤیا می تواند شباهت داشته باشد.

به همین دلیل پی یر روزانولون، صاحب کرسی "تاریخ مدرن و معاصر سیاست" در کالج فرانسه از جنبش "جلیقه زردها" نه به عنوان یک جنبش اجتماعی بلکه به عنوان شورش اجتماعی، نوعی فوران نارضایتی ها یاد می کند و می افزاید : این شورش اجتماعی لزوماً دربرگیرندۀ محرومان و بیکاران جامعه نبود که میدان های شهر را به اشغال خود درآوردند. به گمان روزانولون جنبش "جلیقه زردها"، جنبش مزدبگیران و طبقات متوسط فرودست، کسبه و کارفرمایان خُرد و پیشه وران و کارگران مستقل است و به دلیل همین ناهمگونی در ترکیب گروه های اجتماعی، در درون این جنبش شاهد ایدئولوژی های راست و چپ افراطی هستیم.

در واقع، با جنبش "جلیقه زردها" فرانسه وارد دورۀ جدیدی از منازعات یا مناسبات اجتماعی شده است که در آن طبقات اجتماعی به تنهایی دست بالا را ندارند. جنبش "جلیقه زردها" بیش از آنکه به یک طبقۀ اجتماعی استثمار شده متعلق باشد، برآمده از طیف نسبتاً متنوعی از گروه های اجتماعی تحقیر شده است.

از خلال این جنبش کل نظام نمایندگی سیاسی فرانسه تغییرات مهمی را تجربه می کند. بی اعتمادی عمومی نسبت به این نظام سنتی نمایندگی باعث شده که آحاد این جنبش بکوشند به تنهایی سخنگوی خواسته ها و آمال و آرزوهای خود باشند.

با جنبش "جلیقه زردها"، منازعات اجتماعی فرانسه وارد دورۀ جدیدی از فردگرایی نیز شده است. در نتیجۀ همین فردگرایی منحصربفرد، عاملان اجتماعی دائماً از یک افق افراطی ایدئولوژیک به یک افق افراطی دیگر (و معمولاً از چپ افراطی به راست افراطی) عبور می کنند. این جابجایی دایمی و سیّال در مواضع، ویژگی غالب جنبش های پوپولیستی است که این روزها از نو شاهد رشد و پیشروی آنها نه فقط در فرانسه بلکه تقریباً در کل کشورهای غربی و اروپایی از جمله در آمریکا هستیم.

پوپولیسم معاصر گویای یک دورۀ تاریخی است که عموماً ارزش ها و انگاره های راست را با شیوه ها و سبک سیاست ورزی چپ در می آمیزد که البته امروز سخت دچار سرگشتگی و ابهام شده است. پس از بحران "برکسیت، فرانسه نیز از خلال جنبش "جلیقه زردها" همانند دیگر کشورهای اروپایی از جمله ایتالیا، آلمان، سوئد و قریب به اتفاق کشورهای شرق اروپا وارد چرخۀ یک جنبش خطرناک پوپولیستی شده است.

               

  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. بعدی >
  6. آخرین >
برنامه‌ها
 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است