گوش کنید دانلود پادکست
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 19/01 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 19/01 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 19/01 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 19/01 دنباله برنامه
  • 16h00 - 16h05 tu
    GMT 16h00 19/01 اخبار جهان
  • 16h05 - 16h30 tu
    GMT 16h05 19/01 دنباله برنامه
  • 16h30 - 16h44 tu
    GMT 16h30 19/01 اخبار جهان
  • 16h44 - 17h00 tu
    GMT 16h44 19/01 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است

بیان آزادانۀ میل جنسی و رهایی جنسی زنان

  بیان آزادانۀ میل جنسی و رهایی جنسی زنان
 
بیان آزادانۀ میل جنسی و رهایی جنسی زنان le monde

شیوه های اغوا کردن و فریفتن بخشی از بیان تمایل جنسی و عاشقانه است و روزی که زنان نیز بتوانند تمایلات شان را آزادانه بیان کنند و یا همانند مردان به عمل فریفتن و اغوا کردن مبادرت ورزند، می توان گفت که آنان دیگر در مقام منفعل طعمه قرار ندارند. در چنین صورتی مردان در موقعیت دائمی شکارچی قرار نخواهند گرفت و رابطۀ جنسی از مناسبات قدرت به ویژه قدرت مردانه رها خواهد شد.

در هشتم ژانویه گذشته صد تن از زنان هنرمند و نویسندۀ فرانسه از جمله "کاترین دونوو"، هنرپیشۀ معروف این کشور، مطلبی را در روزنامۀ "لوموند" به چاپ رساندند که در آن با حمایت از "آزادی ناخرسند کردن"La liberté d’importuner از آن به عنوان پیش‌شرط یا ضرورت آزادی جنسی یاد نمودند. این مقاله که بلافاصله واکنش هایی را از هر سو برانگیخت نوعی موضعگیری در قبال جنبشی معرفی شد که پس از ماجرای هاروی واینستین، تولیدکنندۀ بزرگ فیلم در هالیوود، به راه افتاد و ابعادی جهانی یافت.

امضاکنندگان مطلب از همان آغاز تأکید کرده اند که در پی افشاگری های متعدد علیه واینستین نوعی خودآگاهی عمومی نسبت به خشونت های جنسی مردان علیه زنان به ویژه در محیط های حرفه ای شکل گرفت که بسیار ضروری بود، هر چند برخی پی آمدهای آن امروز نتایجی معکوس به ویژه در زمینۀ رهایی زنان به بار آورده است به طوری که عملاً اعتراض ها به تعرضات جنسی بعضاً به همسویی آنها با جریان های مذهبی محافظه کار منجر شد و نوعی حقانیت یا مشروعیت برای استدلال های آنها در قالب صیانت از جسم و حقوق زنان به وجود آورد.

امضاکنندگان مقالۀ چاپ شده در روزنامۀ "لوموند" گفته اند : افشاگری های عمومی که پس از ماجرای واینستین صورت گرفت و به یاری شبکه های اجتماعی ابعادی جهانی یافت به استقلال بیشتر زنان کمک نکرد، بلکه منافع دشمنان آزادی جنسی، به ویژه گروه های ارتجاعی و مذهبی افراطی را تأمین نمود که جملگی معتقدند که زنان موجودات متمایز و همانند کودکان نیازمند محافظت هستند. امضاکنندگان مقاله یادآور شده اند که برای نمونه در نتیجۀ موجی که پس از قضایای واینستین به راه افتاد دولت سوئد قصد دارد قانونی را به تصویب برساند که مطابق آن داوطلبان آمیزش جنسی باید از قبل موافقت خود را از طریق یک نرم افزار به ثبت برسانند.

امضاکنندگان مقاله گفته اند : همانطور که آزادی آزردن شرط آفرینش هنری فرض شده، به همان نحو آزادی جنسی نیازمند "آزادی ناخرسند کردن" است. مقالۀ زنان روشنفکر فرانسوی در "لوموند" در ادامۀ این نظر افزوده است که امروز همگان می دانند و از آن نیز آگاه هستند که میل جنسی ماهیتاً واقعیتی تهاجمی و وحشی است. اما در عین حال همه نیز می دانند که میان باصطلاح تلاش برای "تور کردن ناشیانه" و تعرض جنسی تفاوت اساسی وجود دارد.

امضاکنندگان مقاله گفته اند که واکنش های عجولانه ای که پس از قضایای واینستین مشاهده شد و از خلال آنها بسیاری در فضای عمومی نقش دادستان و قاضی را همزمان و به طور یکجانبه برعهده گرفتند کمترین قرابتی با فمینیسم ندارد. بالعکس این واکنش ها، به گمان امضاکنندگان مقاله، به تنفر از مردان و حتا جنسیت دامن زده است.

مطلب منتشر شده در "لوموند" که توجۀ بسیاری را در جهان، از برزیل تا بریتانیا، به خود جلب کرده، در خود فرانسه نیز بی واکنش نمانده است.

«بلیندا کَنون»، نویسندۀ فرانسوی، در مقاله ای که در روزنامۀ "لوموند" به تاریخ نهم ژانویه به چاپ رساند از همان آغاز مقاله جنبش بزرگ اعتراض عمومی علیه تعرضات جنسی مردان را که پس از ماجرای واینستین در کشورهای غربی به راه افتاد پیشرفتی تعیین کننده توصیف کرده و افزوده است که دیگر از این پس هیچ مردی نمی تواند خشونت رفتارها و تعرضاتش را که تاکنون قابل قبول و حتا عادی تلقی می شد، نادیده بگیرد و دیگر نمی توان هیچ زنی را که از چنین رفتارهایی رنج برده و آن را بیان می کند به مبالغه متهم نمود.

همانند مدافعان «آزادی ناخرسند کردن»، «بلیندا کَنون» هشدار داده است که بخش مهمی از جنبش فمینیستی که از سال ١٩۴٩ توسعه یافته دائماً کوشیده تا از نبرد میان زن و مرد، فروکاستن زنان به مقام قربانی و یا همسویی با اخلاقیات مذهبی و ارتجاعی در قبال زنان و جنسیت پرهیز کند که به اشکال مختلف رابطۀ عاشقانه را به قواعد از قبل تعیین شده تبدیل می کنند. «بلیندا کَنون» گفته است : همانقدر که مقابله با پیوند قدرت و رابطۀ جنسی امری ضروری است، به همان اندازه مبارزه با آن دسته از اخلاقیات لازم به نظر می رسد که هدف نهایی شان باصطلاح مهار "بی نظمی های جنسی" است. به بیان دیگر، به گمان «بلیندا کَنون» باید میان بیان تمایل جنسی و سلطۀ مردانه تمایز قائل شد.

او گفته است که شیوه های اغوا کردن و فریفتن بخشی از بیان تمایل جنسی و عاشقانه است و روزی که زنان نیز بتوانند تمایلات شان را آزادانه بیان کنند و یا همانند مردان به عمل فریفتن و اغوا کردن مبادرت ورزند، می توان گفت که دیگر در مقام منفعل طعمه قرار ندارند.

به گمان «بلیندا کَنون» برابری زن و مرد در بیان تمایلات جنسی شان بیش از هر چیز به سود جامعه یعنی به سود زنان و مردان است. در چنین صورتی مردان در موقعیت دائمی شکارچی قرار نخواهند گرفت و رابطۀ جنسی از هرگونه مناسبات قدرت به ویژه قدرت مردانه رها خواهد شد. چنین برابری ای به گمان «بلیندا کَنون» رفتارها و نقش های جنسی میان زنان و مردان را عمیقاً دگرگون می کند.

«بلیندا کَنون» به این نظر معروف سیمون دوبووار در اثر معروفش تحت عنوان "جنس دوم" اشاره کرده که در آن فیلسوف فمینیست فرانسوی پیش بینی کرده بود که رهایی جنسی زنان نه به انفعال و بی تفاوتی، بلکه به "مناسباتی جسمانی و عاطفی بدل خواهد شد که هنوز تصور روشنی از آن در دست نداریم."

کَنون» گفته است که دهه ها پس از این اثر هنوز نیز تصور روشنی از این رهایی جنسی به دست نیاورده ایم. اما، یک چیز روشن است و آن این که بهبود در وضعیت زنان، راهیابی آنان به رهایی جنسی نیازمند بیان آزادانۀ تمایلات جنسی و عاشقانه آنان است.

  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. بعدی >
  6. آخرین >
برنامه‌ها
 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است