گوش کنید دانلود پادکست
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 13/12 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 13/12 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 13/12 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 12/12 دنباله برنامه
  • 16h00 - 16h05 tu
    GMT 16h00 12/12 اخبار جهان
  • 16h05 - 16h30 tu
    GMT 16h05 12/12 دنباله برنامه
  • 16h30 - 16h44 tu
    GMT 16h30 12/12 اخبار جهان
  • 16h44 - 17h00 tu
    GMT 16h44 12/12 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است
خبر فوری
الجزایر: عبدالمجید تبون، نخست وزیر پیشین، با کسب ۵٨٬١۵ درصد آراء در دور اول، به ریاست جمهوری برگزیده شد

بازگشت عتیقه‌های ایرانی به میهن خود: دلیلی برای خشنودی و یا نگرانی

بازگشت عتیقه‌های ایرانی به میهن خود: دلیلی برای خشنودی و یا نگرانی
 
ورود اشیاء تاریخی متعلق به ایران از بروکسل به فرودگاه مهرآباد

درشب ٤ دی ماه، هواپیمای "ایران‌ایر" با پرواز مستقیم از فرودگاه "بروکسل" بلژیک بر زمین فرودگاه مهرآباد نشست و ١٣ جعبه حاوی ٣٤٩ شیئی تاریخی ایران را که به شکل غیرقانونی از کشور برون برده شده بود، پس از ٣٣ سال کشمکش حقوقی به ایران بازگرداند.

این اشیاء که متعلق به منطقه‌ "خوروین" ساوجبلاغ است، شامل 221 قلم شیئی سفالی و 128 قلم شیئی برنزی می شود.
بنا به گفته‌های مقامات ایرانی، همسر فرانسوی پرفسور ملکی که 18 سال در ایران زندگی کرده بود و اکنون درگذشته، پس از ازدواجش با این ایرانی در سال 1344، کم کم این 349 قطعه عتیقه را که پیشینه 3000 تا 3500 ساله دارند، به کمک یک دیپلمات بلژیکی از کشور خارج کرده است.  دولت ایران پس ازآگاه شدن از حضور این قطعات در موزه "سنکانتنر" بروکسل، در سال 1360 دعوای خود را در محاکم بلژیک مطرح کرد و سر انجام پس از پیروزی، این اشیاء باهزینه‌ای معادل 200 هزار دلار به دلیل پرواز در یک چارتر به ایران رسیدند.

مسعود سلطانی‌فر، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، با تأکید بر این‌ که از سال‌های گذشته 228 قلم شیئی دیگر یافته شده در محوطه‌ "خوروین"، در موزه‌ ملی نگه‌داری می‌شوند، با بسیار نفیس خواندن این مجموعه گفت: این مجموعه برای بررسی در اختیار باستان شناسان قرار می‌گیرد.

این مقام خبر داد که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، در روزهای آینده و با رعایت جنبه‌های ایمنی و حفاظتی، با برگزاری نمایشگاهی این آثار را به تماشای عموم می گذارد.

مسعود سلطانی‌فر، در مورد پیروزی احتمالی آینده ایران در بازگرداندن سایر اشیاء ایرانی که به طور غیرقانونی به کشورهای دیگر برده شده‌اند گفت:‌ در حال حاضر دو پرونده‌ دیگر در محاکم مختلف مانند آمریکا و اروپا داریم که درباره‌ آن‌ها احکامی در یکی دو سال گذشته صادر شده اما اکثرا آن‌ها به نفع ما بوده‌اند.
او پرونده‌ی الواح هخامنشی در آمریکا را یکی از این پرونده‌ها دانست و افزود:‌ «مدعیانی که ارتباط چندانی با این پرونده نداشتند اما احکامی در محاکم غربی علیه ما داشتند، تقاضای توقیف این الواح را دارند، اما خوشبختانه توانسته‌ایم تا کنون ٢ مرحله از این ادعاها را رد کنیم و اکنون در مراحل نهایی آن هستیم».

سلطانی‌فر، پرونده‌ "چغامیش" در اروپا را پرونده‌ دیگری دانست که در حال نزدیک شدن به مراحل نهایی دادگاه‌ها است.

پیش از آن می توان به شکایت ایران در مورد اشیاء عتیقه جیرفت موسوم به پرونده "گالری برکت" اشاره کرد که در نیمه دوم سال 1383 برای باز پس گرفتن 18 شیئی تاریخی به دست آمده از حفاری غیرقانونی در منطقه "جیرفت" و جلوگیری از حراج آن توسط گالری "برکت"* لندن انجام گرفت، که سرانجام پس از فراز و نشیب‌های بسیار در دادگاه تجدیدنظر لندن در دسامبر 2007 (آذر 1386) تصمیمات گرفته شده توسط دادگاه بدوی رد و مالکیت جمهوری اسلامی ایران بر اشیاء زیرخاکی این کشور تأیید شد.

درباره گالری "برکت" لندن، می توان گفت که بهره‌برداری بیش از حد از همه چیز حتا از نام اسلام، برخورد منطقی این گالری را باهنر زیر سئوال می برد. به عنوان مثال جامی متعلق به "بامیان"، مکان بوداهای افغانستان و پیشینه ای بودائی، در بخش هنر اسلامی قرار داده شده و یا یک بشقاب و یا قالب را به شکلی شگفت انگیز و باور نکردنی به اسلام نسبت می‌دهد؛ چون یک قاب، قاب است و مذهب ندارد.

http://www.barakatgallery.com/store/Index.cfm/FuseAction/AuctionHall/UserID/0/CFID/381717/CFTOKEN/22843112/CategoryID/69.htm

این ماجراها جزء ناچیزی است از آنچه بر سر میراث فرهنگی ایران آمده است؛ از جمله این که آذرماه سال 88، روزنامه "تهران امروز" از خروج اشیای عتیقه كشور از مبادی رسمی سخن به میان آورد و تنها یك هفته پس از آن که حمید بقائی، رئیس آن روز سازمان میراث فرهنگی و گردشگری (1388-1390)، سخت برآشفت و از دادستانی خواست تا اسناد و مدارك را از این روزنامه به سازمان میراث فرهنگی برساند تا متولی اصلی میراث فرهنگی بتواند از خروج اشیاء جلوگیری كند، زمانی كه "سباستیان زاوالا"، دیپلمات با سابقه آرژانتینی قصد داشت ‌5800 كیلوگرم‌ عتیقه را در چمدان‌های رنگارنگ از گمرك خارج كند و به "بوینوس آیرس" ببرد، نهادهای اطلاعاتی سر رسیدند و ماجرای قاچاق اشیای تاریخی كشور وارد فاز تازه‌ای شد.
در آن زمان،محسنی بندپی، نماینده عضو فراكسیون گردشگری مجلس شورای اسلامی، درباره كشف ۵ تن شیئی در چمدان‌های سفیر آرژانتین گفته بود: «این اتفاق تحت یك پوشش‌هایی قرار گرفت و از دید عموم پنهان شد». او افزود: «علاوه بر تخلف این سفیر، دولت تركیه هم در همان زمان اعلام كرد كه محموله‌هایی از اشیای عتیقه به كشور تركیه وارد شده كه باعث‌رونق در بازار تركیه شده است»؛ محموله‌هایی‌ كه دیگر یافت نشدند.
دو سال پس از آن روزی كه حمید بقایی به دنبال قاچاقچیان اشیای عتیقه در نوشته‌های خبرنگاران حوزه میراث فرهنگی بود، خود او نیز در رأس اتهام‌ها قرار گرفت.

به نوشته شماری از سایت‌ها، اتهام قاچاق اشیای باستانی، از جمله مواردی است كه حتی مجلس‌نشینان هم پاسخی برای آن ندارند و می‌گویند پاسخ این موارد را از نهادهای اطلاعاتی و سازمان بازرسی باید پرسید.

چند رسانه ایرانی نوشتند که «اتهام دلسوزترین افراد میراث فرهنگی به حمید بقایی این است كه اشیای تاریخی ایران باستان، با دستور مستقیم او و به نام برگزاری نمایش و معرفی آثار ایران و همچنین به نام مطالعه روی میراث ایران از كشور خارج شده‌اند و هرگز به آن اندازه كه باید به كشور بازنگشته‌اند».

بنا به گزارش روز 28 شهریور 1393 خبرگزاریِ "مهر"، از زمان دوره ریاست حمید بقایی در سازمان میراث فرهنگی، بارها مسابقات اتومبیلرانی در حریم تخت جمشید برگزار شده است؛ اتومبیلرانانی که یا تخت جمشید را مقصد و مبدا رالی‌های کشوری و بین المللی انتخاب می کردند.
مهر می نویسد: «مهر ماهِ ٣ سالِ پیش بود که عده ای ماجراجو، مسابقه رالی در حاشیه تخت جمشید برگزار کردند؛ خط پایان مسابقه رالی، رو به مجموعه تخت جمشید بود که در لحظه آخر یکی از خودروهایی که سرعتی بالای 170 کیلومتر داشت، از نرده های مجموعه بیرونی عبور کرد اما نتوانست خودرو را کنترل کند به همین دلیل با دو زن و یک مرد گردشگر برخورد کرد و موجب آسیب دیدن شدید آنها شد.

پس از آن مسئولان تخت جمشید و میراث فرهنگی فارس، با برگزاری مسابقه رالی سرعت در این محدوده مخالفت کردند. ولی بار دیگر کانون اتومبیلرانی و جهانگردی ایران از برگزاری رالی "پاریس تا پرسپولیس" خبر داده که قرار است سال آینده برگزار شود؛ هر چند که هنوز مقصد دقیق آن روشن نیست، ولی این بار فدراسیون موتور سواری و اتومبیلرانی قصد دارد تا ٣١ شهریور ماه به مدت ٤ روز، مسابقه رالی در سطح خاورمیانه برگزار کند. به همین علت در تبلیغات این مسابقه عنوان شده، «این رالی اولین رالی بین المللی در تاریخی اتومبیلرانی کشور در شیراز و در یک پیست 250 کیلومتری برگزار می شود و مسیر آن نیز از پارکینگ تخت جمشید آغاز می شود و مرودشت، بند امیر، محمودآباد، سبز آباد، لابیشه، زین آباد، کنجان، سلطان آباد، دوکوهک و اسماعیل آباد، در مسیر هستند و آخرین نقطه نیز رودخانه خشک آباد طشک است و در آن رانندگانی از 6 کشور جهان شرکت می کنند».

مهر همچنین از این خبر می دهد که مسعود رضایی منفرد، رئیس پایگاه میراث جهانی تخت جمشید، به این خبرگزاری گفته است: «من اطلاعی از برگزاری این مسابقه ندارم. کسی از ما مجوزی نگرفته و نظری نخواسته اند، ما هم اعلام نظر نکرده ایم ولی اگر اداره کل میراث فرهنگی مجوز برگزاری آن را داده، حتماً کار درستی کرده است»!

فرخ کاظمی، باستان شناس و مرمت‌گر هم در این باره به مهر گفت: «نمی‌دانم چرا باید هرچیزی را به ایران باستان ربط بدهیم تا مثلاً با شکوه شود. تخت جمشید ارتباطی با ماشین سواری و رالی ندارد. برگزاری این مسابقه می تواند مشکل ساز باشد. باید از انجام هر کار پر خطر در حریم آثار تاریخی پرهیز کرد و در ضمن شأن آن محوطه را هم در نظر گرفت.  چنین مسابقاتی، مشکلاتی از جمله تعداد زیاد خودرو، آلودگی صوتی و ازدیاد جمعیت به همراه دارد. البته تعداد زیاد جمعیت مشکل ایام نوروز نیز هست».

به هر رو نه یک برنامه بلکه برنامه های بسیاری برای سخن درباره این معضل کافی نخواهد بود. چون به کرات از ربودن اشیاء و حتا پاره ای از بخش های بناهای تاریخی ایران چون سرستون تخت جمشید و در کنار آن بی توجهی های بسیار برای پاسداری از میراثِ گذشته و فرهنگی کشور چون ویران کردن خانه ها، باغ ها و حمام‌های قدیمی برای ساختمان‌سازی و همچنین کِرم‌خوردگی لباس های ارزشمند ملکه پیشین ایران بر اثر ماندن زیر آفتاب و نبود توجه به حرارت و رطوبت لازم در کاخ سعدآباد، خبرهائی می رسد و پس از آن هم دیگر سخنی در مورد سرنوشت آنها نمی‌شنویم.
همه این غفلت ها، نادرستی ها و سهل انگاری ها، این خشنودی از بازگشت آثار تاریخی ایران به این کشور را باشماری نگرانی از چگونگی برخورد، نگهداشت و پاسداری از آنها، همراه می کند.

گفتگو با شکوه میرزادگی، سردبیر سایت کمیته بین المللی نجات پاسارگاد 03/01/2015 - شهلا رستمی گوش کنید

از شکوه میرزادگی، سردبیر سایت "کمیته بین المللی نجات پاسارگاد"، پرسیدم که نظر او درباره این بازگشت ها چیست؟ ایا احساس نگرانی می کند یا ترجیح می دهد که همچون استوانه (لوح) حقوق بشر کوروش که به مدت چهار ماه به ایران به امانت داده شد و پس از مدتی تمدید، در فرودرین ماه 1390 به موزه بریتانیا بازگشت، این اشیاء هم درجائی مطئمن نگهداری شوند ولو این که خارجی ها از آن برای پرِستیژ خود استفاده کنند و در کنارش بهره مالی نیز ببرند؟

http://www.savepasargad.com/index.htm

وضعیت زیرزمین موزه ایران باستان در روز 15 سپتامبر 2010

http://www.savepasargad.com/2010-Cyrus%20The%20Great/iran-bastan-pix.htm

 

گنجینه‌های پرارزش سوریه برای همیشه از دست رفتند

ایران در جنگ نیست و گنجینه‌های تاریخی خود را یکی پس از دیگری از دست می دهد، در حالی که بیش از 300 مکانِ پرارزش تاریخی سوریه به دلیل کارزار و چپاول طی سه سال جنگ، برای همیشه از میان رفتند.

سازمان ملل متحد که بر پایه عکس های گرفته شده توسط ماهواره ها این خبر را پخش کرده، می گوید که در مناطقی چون "حلب" که ردپائی از 7000 سال تاریخ در آن دیده می شود یا در "دمشق"، دژ"قلعه الحصن" (دژ شهسواران)، "رقعا" و پالمیر" این گنجینه‌های پرارزش تاریخی بسیار آسیب دیده اند".

انستیتوی سازمان ملل متحد برای آموزش وپژوهش "اونی تار"، که به کمک نرم افزار ویا اپلیکیشن های ماهواره ای خود (اونو سات)، 18 منطقه را رصد کرده می گوید که 24 محوطه تاریخی ویران گردیده، 107 محوطه آسیب بسیار دیده، به 84 محوطه آسیب نسبی وارد آمده و 77 تای دیگر چپاول شده اند.
این انستیتو می گوید که این ویرانی نه تنها برای سوریه بلکه برای جهان هم باعث تأسف است و می‌بایست به تلاش‌ها برای نجات آنچه که برجا مانده افزود.

در "حلب"، مناره دوران سلجوقیان "مسجد امویه" بنایِ ساخته شده در قرن یازدهم میلادی ویران گردید. سازمان ملل مقصری را نام نمی برد اما رئیس انجمن پاسداری از بناهای تاریخی سوریه، "علی شیخ حموس"، می گوید: هربار که نفرات رژیم و یا مخالفان رژیم، این مسجد را فتح می کردند، یک تک‌تیرانداز را در مناره آن پنهان می‌نمودند، تا این که روزی همۀمناره به دنبال یورش وخمپاره اندازی طرفین درگیر درهم فرو ریخت.

در "پالمیر" هم که ستون‌های رومی آن معروف است، تصاویر نشان می دهند که جاده‌ای توسط ارتش از میان گورهای باستانی کشیده شده و شماری از آنها را ویران ساخته است. این جاده که درازای آن حدود ٢ کیلومتر است، به منظور آسان‌سازی رفت وآمد تانک‌ها با ویران کردن گورها و شکننده نمودن "برج های سوگواری" ایجاد شده است.

سازمان ملل متحد با دادن جزئیات بیشتر از ویرانی‌ها می گوید: خطر در سوریه بزرگ تر از عراق است، چرا که در این کشور محوطه های باستانی تبدیل به سرباز خانه و یا صحنه کارزار شده اند و در شهرهای ویران شده این مردم بی‌سرپناه هستند که سنگ های قدیمی را می شکنند تا با آنها خانه درست کنند.

 

"هانیه دولوکروآ" در شهر لیون و پاریس

هانیه دولوکروآ"، نقاش و هنرمند "ویدیو آرت"، از روز ٨ ژانویه تا ٢٨ فوریه، شماری از آثار ویدئویی و نقاشی خود را زیر عنوان "سنتون" (همخوانی)، در گالری "رگار سود" در شهر "لیون" فرانسه به نمایش می گذارد.
هم زمان در نمایشگاه "جویس منصور" شاعر و مجموعه دار، یک ویدئو به نام "ژول سزار" که کار "هانیه دولوکروآ" و "سیلویا سانتانا"ست در موزه "که برانلی" (موزه هنرهای نخستین) در پاریس، تا روز اول فوریه به نمایش گذاشته می‌شود.

اثری از Hanieh Delecroix

هانیه دولوکروآ" که در تهران زاده شده، تحصیلات خود را در فرانسه و انگلستان در رشته روان شناسی و روانشناسی بالینی به پایان رسانده است. او در کنار کار روانشناس متخصص کودکان و نوجوانان و همچنین افرادی که از بیماری مزمن رنج می برند، در مدرسه هنرهای زیبای پاریس به آموختن هنر پرداخته و به نقاشی و تندیس‌گری می پردازد.

"جویس منصور" (1928-1986)، یکی از چهره های مهم "سورئالیسم" فرانسه، در مصر زاده شد  و سپس در پاریس مستقر گردید. دنیای هنر سورِئال، اشعار او را سرشار از چالش و پرسشگری توصیف می کند. نقش او به عنوان یکی از مجموعه‌داران "هنر بدوی" یا "هنر نخستین" و دوستان هنرمندش از جمله "ماکس ارنست"، نقاش و تندیس‌گر آلمانی، چندان شناخته شده نبود و موزه "که برانلی" با برپا ساختن این نمایشگاه جنبه‌های مختلف این شخصیت را به عموم می‌شناساند.

 

سینما در سالی که گذشت

سال 2014 برای فرانسه سال بسیار خوبی بود و دومین سال پربار از سال 1967 به این سو به شمار می‌آید.
سینماها توانستند در سال 2014 حدود 208.43 میلیون تماشاچی را به سالن های خود بکشانند و یک رشد 7.7 درصد به نسبت سال 2013 کمرنگ داشته باشند.

یک نکته جالب دیگر اینکه سینمای فرانسه توانست جای خود را در صدر فروش گیشه قرار دهد و با فیلم های پرخرج هالیوودی رقابت کند، که این در زمینه ترانه‌های مدرن هم صدق می کند.

٢ فیلم از ٣ فیلم صدرنشین فرانسوی، کمدی هستند و عبارتند از "ما چه گناهی کرده ایم !!" ساخته "فیلیپ دو شوورون" _12.3 میلیون ورودی" و فیلم "سوپرکوندریاک"، که اشاره ای است به هیپر کوندریاک یا بسیار نگران و پُر "اِسترِس"، ساخته "دانی بون" 5.3 میلیون ورودی و فیلم "لوسی" ساخته "لوک بسون" 5.2 میلیون ورودی.

پیروزی سینمای فرانسه، بازار فروش فیلم را 40 درصد افرایش داد و شمار بلیط‌های فروخته شده را به 91.62 میلیون رساند.

١٠فیلم دیگر فرانسوی هم ازمرز 2 میلیون گذشتند که این میزان فروش، تنها شامل٣ فیلم در سال 2013 شده بود.
در میان آنها فیلم "خانواده بلیه"، ساخته "اریک لارتیگو" که طی پانزده روز مرز 2.15 میلیون را رد کرده و می رود مرز 3 میلیون وشاید بیشتر را هم رد کند. این فیلم داستان پدر ومادر ودو فرزند پسر ودختر را نشان می دهد که تنها فرزند دختر آن خانواده کر و لال نیست و به گونه ای رابط آنها با دنیای بیرون به شمار می آید. تراژدی وقتی آغاز می شود که این دختر که صدای بسیار خوبی دارد، با استفاده از قرصتی که برای ساختن آینده حرفه‌ایش به وجود آمده، ناچار به ترک خانواده و رفتن به پاریس می شود؛ دردناک تر از همه این که خانواده اش نمی تواند صدای او را بشنود...

در میان فیلم های خارجی، فیلم پرخرج "هابیت، مبارزه پنج ارتش"، با ٤میلیون ورودی، چهارمین رتبه را پس از ٣ فیلم فرانسوی بدست آورده است.
و گرچه فیلم های کمدی از جای خوبی برخوردار شده اند، اما ژانرهای دیگر هم توانسته‌اند جای مناسبی برای خود بیابند. از جمله، فیلم انیمیشن "آستریکس"، فیلم افسانه ای "زیبا و دیو" و یا فیلم "ایو سَن لوران" است که زندگی این مُدساز بنام را به تصویر می کشید.

یکی از دلایل افزایش شمار سینماروها، تعیین بهای 4 یورو برای کمتر از 14 ساله‌هاست که 20.5 درصد کل تماشاگران را تشکیل می‌دادند؛ این تماشاگران جوان در سال گذشته 17 درصد کل سینماروها راتشکیل می‌دادند، از این‌رو، ابتکار بلیط 4 یوروئی در سال جاری نیز برجا خواهد ماند چون به باور دست اندرکاران، این نسل، نسل سینماروی آینده را می سازد.

 

"ویپ لشدوئلی خشونت بار پیرامون موسیقی

"دامیین شازل" که نامش بسیار فرانسوی است اما کارگردان جوانی است اهل آمریکا، با دومین فیلم بلند خود "ویپ لش"، می رود موقعیتش را به عنوان یک کارگردان بسیار پراستعداد تثبیت کند.

در فیلم "ویپ لش" که در چند چهار دیواری می گذرد، لحظه ای تپش قلب، بیننده را رها نمی کند. خواهید گفت که "ویپ لش" فیلمی است پلیسی و اظطراب آور! نه، چنین نیست و فیلم از رابطه یک جوان نوزده ساله نوازنده جاز "اندروز" سخن می گوید که در یکی از مدارس بسیار مهم موسیقی جاز نیویورک سال نخست خود را آغاز کرده است. یکی از مربیان این مدرسه و رهبر گروه جاز "ترنس فلچر" که از شهرتی بسیار برخوردار است اما با خشونت بسیار و ناسزاگوئی با دانشجویان گروهِ جاز رفتار می کند، به روش خود او را به چالش می‌کشاند؛ این چالش که دانشجو را به تمرین‌هائی سخت و پیگیر، بی خوابی و حتا بازی با زندگی‌اش می کشاند، همراه است با لحظات بسیار دلپذیر موسیقی جاز.
با این حال ما در نوازنده، دردهای تمرین های زیاد می بینیم و موسیقی گرچه به ما لذت می بخشد، اما در نوازندگان به جای لذت، تبدیل به چالش شخصیتی و روانی می شود.

مربی، یعنی "فلچر" که سرگردِ بددهن و خشنِ فیلم "فول متال جکت" ساخته "استانلی کوبریک"، درباره جنگ ویتنام را به یاد می آورد و باور ندارد تشویق می تواند از کسی موزیسین خوبی بسازد، با شاگردانش به بازی موش و گربه می پردازد. آب سردو گرم بر سر آنها می ریزد و به شکلی بیمارگونه دائم در حال شکستن شخصیت آنهاست. پسر جوان که از خانواده‌ای بسیار معمولی می آید و خجالتی است، علیرغم همه این ناملایمتی ها، سر فرود نمی آورد و نمی گذارد این استاد بی رحم که به جز ریتم درست و کار بی‌عیب چیز دیگری برایش اهمیت ندارد، بر او چیره شود

آنچه مهم است این است که کارگردان با گزینش لحظه های اساسی در مونتاژ، با ریتم مناسب، این جنگ روانی را نشان می‌دهد، چون خود او در جوانی ماجرائی مشابه را تجربه کرده است.

او همچنین تلویحأ این پرسش را مطرح می کند که آیا خشونت برای کمک به یادگیری لازم است؟
"دامیین شازل" گرچه انتقام خود را در پایان از مربی بی احساس می گیرد، اما اعتراف می کند که گرچه به دلیل تجربه تلخش، دیگر ساز جاز را لمس نکرده اما کابوس های آن دورانی را که عضو یک گروه جاز بوده هنوز به دوش می کشد.

"دامیین شازل"، 29 ساله که می رود همراه با چند کارگردان تازه نفس و جوان دیگر، جای "اسپیلبرگ"ها و "وودی الن"های فردا را بگیرند و در همه‌جا با نقدهای بسیار خوب روبرو شده، می خواهد در آینده یک فیلم کمدی موزیکال به سبک "وینست مینللی" بسازد و حتمأ پیروز خواهد شد چون میزانسنی را که برای نشان دادن ترس و پیامدهای آن در "ویپ لش" برگزیده، حکایت از توانائی بسیار او در پرورندان شخصیت ها و نشان دادن احساسات انسانی و حیوانی آنها دارد.

بازی فوق العاده دو هنرپیشه اصلی فیلم، "مایلز تلر" و "جی کی سیمونز" را هم نباید فراموش کرد.

 

"آواز دریابرای بازگشت به کودکی

فیلم زیبای انیمیشن "آواز دریا" ساخته "تام مور"، فیلمی است که کودکان را به سبب لطافت رنگ و نقاشی‌هایش جذب می‌کند و بزرگسالان را به دنیای کودکی، جادوی آن دوران و ترس هایش باز می گرداند.

موضوع فیلم، یعنی خانواده ای که عشق، علیرغم ریشه‌های گونه‌گون دوستون آن یعنی پدری معمولی و مادری نیمه انسان و نیمه پری دریائی، اساس آن را تشکیل می دهد، درس تحمل غیر و نیز برخورد با از دست دادن‌ها را می دهد. کودکان می‌بینند که چگونه برخی، احساسات و دوست داشتن را سمی برای زندگی می دانند و با کشتن آن در درون افراد سبب رنج آنها می شوند. کودکان شاید با دلایل سردی پدر با فرزند پسرش همزاد پنداری کنند و سرانجام آن را بفهمند.
برعکس زمانی که پسر بچه داستان "بن"، درمی یابد که خواهرش یک نوع پری دریائی است و می تواند با آوازش همه کسانی را که طلسم شده اند رها کند، کودکان به اهمیت شادی و موسیقی پی می برند و می بینند که اگر روزی توانائی خواندن و سخن گفتن از آنها گرفته شود، تبدیل به موجودات سنگی می شوند.

فیلمی بسیار لطیف و آموزنده.

 

"پیام شبانه" نقش رسانه ها را زیر پرسش می برد

اگر از فیلم های اضطراب‌آور اما هوشمند خوشتان می آید، بی درنگ به دیدن "پیام شبانه" (نایت کال)، ساخته "دان گیل روی" بشتابید که هنوز دست کم در فرانسه، بر پرده سینماهاست.

داستان از آنجا آغاز می شود که یک جوان بیکار و بی پول "لو" (جیک گیلن هال)، که با دزدیدن کابل و کارهائی از این گونه زندگی خود را می گذراند، در جریان یک تصادف اتومبیل با حرفه کسانی آشنا می شود که از تصادفات مرگبار، دزدی‌ها، تیراندازی‌ها، صحنه های قتل ودیگر رخدادهای دلخراش در "لس آنجلس" فیلمبرداری می کنند و آنها را به کانال تلویزیونی محلی می‌فروشند.

او که شخصی است با چهره ای رنگ پریده و ناسالم وهیچ دوستی یا کسی را ندارد، از این تجربه استفاده کرده برای خود یک دستگاه بی‌سیم می خرد و آن را به فرکانس بی‌سیم پلیس وصل می کند؛ بدین گونه او در کوتاه ترین مدت از آنچه می‌گذرد و مکان‌هائی که پلیس بدانجا می شتابد آگاه می گردد.

"لو" با حضور در این محل ها و فیلمبرداری از صحنه هائی که دل را آشوب می کنند، می تواند نظر رئیس این شبکه تلویزیونی را جلب کند وبا خونسردی وبی رحمی بسیار هرگونه مانعی را از پیش پای خود بردارد.
این فیلم، بسیار فیلم "درایور" (راننده) ساخته "نیکلاس وندینگ رفن" را به یاد می آورد ولی خوشبختانه به سبب مهارت کارگران جوانش، تبدیل به یک کپی کم رنگ آن فیلم نمی شود و راه خود را ماهرانه می پیماید.

بازی خوب (جیک گیلن هال) که جسمش نیز به او امکان فرو رفتن در غالب این شخصیت بیمار را می دهد، یکی از اجزای مهم پیروزی فیلم است.

اما نکته بسیار مهم فیلم، بیش از کادرها، استفاده بجا از دوربین متحرک و میزانسن موضوع آن است که بر بیمار شدن جامعه انگشت می گذارد؛ جامعه‌ای که همواره خواستار تصویرهای خشن وخونین‌تر است و این افراد بیمار را به سوی چنین مشاغلی می کشاند؛ چون در واقع شخصیت فیلم گاه کودکانه رفتار می کند و شخصیتی را نشان می دهد که تنها می‌خواهد کاری داشته باشد و دیگران او را به بازی بگیرند، اما از سوی دیگر یک شخصیت دسیسه‌چین و منحرف است و چنین درخواستی از سوی شبکه‌های تلویزیونی او را به سوی این بخش ناسالم شخصیتش سوق می دهد، در آنجاست که شخصیت به شخصیت فیلم "راننده تاکسی" ساخته "اسکورسیزه" نزدیک می شود که هیچ اخلاقی را بر نمی تابد و قوانین بازی خود را تعیین می کند.

کارگردان فیلم "پیام شبانه"، نشان می دهد که وقتی تنها معضل یک شبکه تلویزیونی این است که تصاویر قتل ها و خشونت‌های بسیار را پیش از همه شبکه‌ها و کانال‌های دیگر بدهد و در این مسابقه از هیچ گونه بی اخلاقی پرهیز نمی کند، نمی توان انتظار واکنش های صلح طلبانه و انسانی از سوی تماشاگران را داشت

هشداری در میان هشدارهای دیگر. اما آیا خواهد توانست مردم را حساس کند، و یا قطره ای در دریا خواهد بود؟

 

"داران" و "دنیای گمشده اش"

خواننده ای که با گیتار و ساز دهنی‌اش، از سال‌ها پیش توجه شماری را به سبب شباهت موسیقی و سبکش به سبک "جانی کش" و "باب دیلن" به خود جلب کرده بود، در آلبوم آخرش "دنیای گمشده"، یکی ازاحساساتی ترین و آرامش‌بخش ترین اجراهای خود را ارائه می دارد.

"داران" که از سال‌ها پیش از فرانسه رخت بر بسته، در "کبک" کانادا، زندگی می کند، با این آلبوم به گونه ای به سرزمین خود باز می گردد. او می پرسد چرامردم نباید بتوانند به آسانی جائی را که دلشان می خواهد برای زندگی برگزینند؟

"داران" که در سال 1995 با ترانه "بیرون خوابیدن" بسیار مورد توجه قرار گرفت، در ترانه‌های دیگرش نگاه غمگینی به جامعه می اندازد و داستان‌های خود را زمزمه می کند.

نخستین ترانه آلبومِ تازه که "کولی" نام دارد، باز هم در چارچوب دلمشغولی‌های وی قرار می گیرد، چرا که از رانده شدگان اجتماع سخن می‌گوید.

 

 

  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. بعدی >
  6. آخرین >
برنامه‌ها
 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است