گوش کنید دانلود پادکست
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 22/11 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 22/11 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 22/11 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 22/11 دنباله برنامه
  • 16h00 - 16h05 tu
    GMT 16h00 22/11 اخبار جهان
  • 16h05 - 16h30 tu
    GMT 16h05 22/11 دنباله برنامه
  • 16h30 - 16h44 tu
    GMT 16h30 22/11 اخبار جهان
  • 16h44 - 17h00 tu
    GMT 16h44 22/11 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است
عمومی

" هانری لِوی": تولد یک کردستان مستقل و آزاد، پرقدرت ترین عامل برای صلح و ثبات منطقه است

media  
اربیل پایتخت اقلیم خودمختار کردستان

"برنارد هانری لِوی" فیلسوف فرانسوی طی مقاله‌یی در هفته‌نامه فرانسویی" لوپوئن" به نبرد موصل و آزادی این شهر از چنگال گروه دولت اسلامی(داعش) پرداخته و این پیروزی را در زمره پیروزی‌های عجیب و غریب توصیف کرده است. "برنارد هانری لِوی" در این مقاله همچنین به موضوع همه پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق در۲۵ سپتامبر آینده پرداخته و نوشته: در نگاه اروپائیان به رغم کشورعراق که ساخته و پرداخته دوران استعماری و آشوب های جنگ جهانی اول بوده و به عنوان یک دولت جعلی شناخته می شود، اقلیم کردستان به عنوان یک ملت-دولت واقعی اصالت دارد. کردستان، ریشه های فرهنگی عمیق دارد و به موازین دمکراسی و لائیسته، آزادی و برابری زن و مرد و حقوق اقلیت ها احترام می گذارد و طی این سال ها این موازین را در نهادهای دمکراتیک خود به درستی تجربه و به مورد اجرا گذاشته است. این فیلسوف فرانسوی می گوید برای او هیچ جای تردیدی وجود ندارد که تولد دولت مستقل و آزاد کردستان می تواند سهم قاطع و تعیین کننده ای در جهت ثبات و صلح منطقه ای ایفا کند.

"برنارد هانری لِوی" به نقش کردهای اقلیم کردستان عراق اشاره می کند و می گوید که در واقع پیشمرگه های کرد این اقلیم بودند که در ماه های اکتبر و نوامبر گذشته در وازه های شهر موصل را برای نیروهای عراقی باز کردند. این کردها بودند که طی این سال های سیاه، تنها مدافعانی بودند که به تنهایی در برابر داعش مقاومت کردند، همانگونه که بریتانیا در جنگ جهانی دوم و تا سال 1941 به تنهایی در برابر نازی ها در اروپا مقاومت کرد. "برنارد هانری لِوی" می گوید: در حالی که در اوت سال 2014 نیروهای عراقی موصل را به حال خود وا گذاشته و در برابر نیروهای افراطی داعش هیچ مقاومت درخوری نکردند، این رزمندگان شجاع کرد اقلیم بودند که طی دو سه سال گذشته پیشرفت داعش را در جبهه ای با وسعت بیش از هزار کیلومتر سد کردند و سپس برای عقب راندن نیروهای داعش نبرد در منطقه نبردی شجاعانه را آغاز کردند. آیا آنان فراموش شدگان نبرد موصل خواهند بود؟

به بهانه اینکه درآستانه نبرد نهایی موصل نیروهای ائتلاف نخواستند تا کردها دراین نبرد شرکت کنند، آیا ما می توانیم به خود اجازه دهیم تا سهم بزرگ کردها را در این جنگ نادیده بگیریم؟

"برنارد هانری لِوی" می گوید که روز 25 سپتامبر آینده کردهای اقلیم کردستان عراق برای تعیین سرنوشت نهایی خود برای ایجاد دولت مستقلی که یک قرن پیش به آنها وعده داده بودیم، به پای صندوق ها میروند. آنان این احساس را دارند که بیش از هر زمان دیگری حق دارند تا در باره آینده ملت خود به تنهایی تصمیم بگیرند.

این فیلسوف فرانسوی می نویسد در همان حالی که کردهای اقلیم کردستان در همه پرسی استقلال شرکت می کنند، کشورهای جهان نیز به نحوی در مقابل این پرسش قرار گرفته اند.

آیا باید همانند آنکارا، تهران و مسکو به دیده تردید به این همه پرسی نگاه کرد و تلاش کرد تا این موضوع را به جهانیان القا کرد که این همه پرسی می تواند کانون تنش تازه ای در منطقه ایجاد کند.

"برنارد هانری لِوی" می گوید: در همین حال صداهای موافقی از آنسوی دریاها در حمایت از مردم کرد اقلیم کردستان بلند شده است. صداهایی که می گویند به رغم عراق که یک کشور ساخته و پرداخته جنگ های استعماری است و هیچگونه اصالتی ندارد، اقلیم کردستان به عنوان یک ملت واحد، که ریشه های تاریخی عمیقی دارد، اصالت دارد. حمایت از طرح استقلال اقلیم کردستان، حمایت از دمکراسی و لائیسیته است؛ حمایت از احترام به حفظ حقوق اقلیت های قومی است که ما آنرا به روشنی در رفتار کردهای اقلیم با مردمان غیر کرد مشاهده کرده ایم. حمایت از استقلال اقلیم کردستان، حمایت از برابری زن و مرد و دیگر ارزش هایی است که کشورهای اروپایی بر پایه آن بنا نهاده شده است. در نهایت و به رغم دشمنان استقلال کردستان، این استقلال، عامل بسیار پرقدرت در جهت ثبات و صلح منطقه ای است.

"برنارد هانری لِوی" می گوید که دو نوع آزاد سازی سراغ داریم، آزاد سازی همراه با شادی و اشتیاق، همانند آزاد سازی پاریس از تسط آلمان نازی در سال 1944؛ و آزاد سازی آمیخته با احساسی عجیب و غریب، همانند آزاد سازی شهر ورشو پایتخت لهستان در سال 1944 و آزاد کردن برلین پاینخت آلمان از تسلط نازی ها در سال 1945 . او می گوید که آزاد سازی موصل به نوع دوم آزاد سازی ها شبیه است.

در این نوع ازاد سازی، هنراه با شادی واحساس سبک شدن از باری که بر دوش ما سنگینی می کند، احساس نگرانی شدیدی بر ما غلبه می کند. وقتی تصویر مردم زجر کشیده موصل را که طی مدت 8 ماه در جهنمی به نام غرب موصل به سر برده اند، تماشا می کنیم. مردمی که تحت تهدید افراط گرایان اسلامی داعش و بمباران های نیروهای ائتلاف برای آزادی شهر قرار داشته اند؛ وقتی به کشته شدگاند این نبرد فکر می کنیم، وقتی که به خرابه های گسترده این شهر تاریخی نگاه می کنیم، برای هر انسانی بسیار مشکل خواهد بود که شدیداً احساس نگرانی نکند. این احساس نگرانی شدید با شادی آزاد سازی موصل از تسلط داعش در هم آمیخته می شود و احساس عجیب و غریبی را در انسان ایجاد می کند.

این فیلسوف فرانسوی پرسش می کند که آیا این همه زمان و انتظار لازم بود که به خود بیائیم که باید موصل را آزاد کنیم؟ آیا باید آنقدر صبر می کردیم تا نیروهای افراطی داعش مواضع خود را در این شهر مستحکم کنند، سلاح های پیچیده بدست آورند و از آنجا شبکه تروریستی خود را در کشورهای دیگر توسعه دهند و ماشین مرگ را در همه جا به راه بیاندازند ؟

"برنارد هانری لِوی" می گوید چه سرنوشتی انتظار مردم موصل را می کشد. آیا با آنان که تا این اواخر در شهر مانده اند، به چشم همکاران داعش نگاه نخواهیم کرد؟ چگونه می توان از تصفیه حساب ها پرهیز کرد؟ چه کسی هزینه گزاف بازسازی این شهر قدیمی را تقبل خواهد کرد، بازسازی که می تواند به منزله آزادی دوم برای این شهر قدیمی باشد.

اگر خدا به جای برخاستن از صحرا از دریا آمده بود؟

"لوپوئن" در شماره این هفته خود مقاله جالبی از کمال داوود، نویسنده الجزایری دارد. کمال داوود در این مقاله تصور کرده که اگر خدا به جای بر خاستن از صحرا، همانگونه که در قرآن و تورات توصیف شده، از دریا برخاسته بود، ما اکنون وارث چه رسم و رسومی بودیم.

کمال داوود می نویسد که قرآن در باره دریا سخن نمی گوید. یا بسیار به ندرت درباره آن سخن گفته است. در بهشت، پلاژ طلایی وجود ندارد. او می گوید که این موضوع فقط مربوط به قرآن نمی شود؛ بلکه در دیگر کتاب های مقدس ادیان الهی، دریا به نحو عجیبی نادیده گرفته شده است. شاید در جهان بینی این ادیان الهی، دریا یک رقیب جدی برای آسمان بوده و به این دلیل آنرا نادیده گرفته اند. چه اتفاقی می افتاد اگر درنگرش ماورای طبیعه این ادیان الهی، دریا به جای آسمان قرار می گرفت.

می دانیم که ادیان سه گانه الهی، همگی در صحرا متولد شده اند. توصیف آسمان یکی از رویدادهای روزمره صحرانشینان است؛ گله دام ها، اشتباه وخطاهایی که در آن جان انسان را تهدید می کند؛ دغدغه و نگرانی تغییرات آب وهوا، پوشیدن بدن در برابر اشعه سوزان آفتاب، وجود آب به عنوان دلیل وجود خدا، زن همچون عاملی برای فریب، استعاره هایی هستند که همگی در صحرا تبلور می یابند. استعاره هایی که کاملاً در تضاد با دریا قرار می گیرند.

کمال داوود می نویسد: ولی اگر خدا از دریا آمده بود، می توان تصور کرد که نگاه ما می توانست به گونه دیگری باشد. در چنین شرایطی، بزرگداشت بدن های برهنه، اشتها و میل به عنوان نشانه ای از خدا تلقی می شد، آفتاب گرفتن به عنوان وسیله برای وجد و شعف و به خلسه فرو رفتن، سیال بودن به عنوان نوعی مناجات و جریان پیچنده آب دریا را به عنوان زیارت می دیدیم. خلاصه کلام آنکه در چنین شرایطی تن و بدن از نگاه شرم آور مذهبی نجات پیدا می کرد و لخت و برهنه بودن تن و بدن به عنوان یک واقعیت عینی و مسلم پذیرفته می شد، به وقت گذرانی و خوش گذرانی خوش آمد گفته می شد و معماری اماکن مذهبی ما از کشتی، حیوانات دریایی، پارو و بادبان کشتی الهام می گرفت.

تناقض های ساختاری جامعه عربستان سعودی

هفته نامه فرانسوی "لوبس" مقاله ای دارد از عمر ساقی، سیاست شناس و نویسنده فرانسوی در باره تضادهای رشد سیاسی و اجتماعی در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، خصوصاً عربستان سعودی.

عمر ساقی می گوید وقتی از نیمه دوم قرن بیستم به ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این 6 کشور عربی نگاه می کنیم، یک ساختار هرمی شکل وارونه را مشاهده می کنیم. اکثریت شهروندان بومی این کشورها که جمعیت کمی را داشته اند، درآمد مالی قابل توجهی در مقایسه با سطح متوسط درآمدی مردم دنیا داشته اند. برای تضمین راه اندازی و عملکرد دولت های خود، از دهه های گذشته آنها ناگزیر شده اند تا مرزهای خود را برای ورود نیروی کار خارجی، از کارگر و خدمه خانگی گرفته تا تکنیسین ، مهندس و کادرهای بالای اداری باز کنند. در نتیجه، واردات نیروی انسانی در این کشورها از سال های 1950 میلادی آغاز شده است. تکنیسین و کادر از مصر و سوریه و کارگر از کشورهایی همچون پاکستان، هند نیازمندی های این کشورها را به نیروی انسانی تأمین میکرده است. واردات نیروی انسانی شرایط مطلوبی از نقطه نظر سیاسی برای این کشورها ایجاد کرده بود و در واقع اکثریت این خارجیان برای مدتی در این کشورها اقامت میکردند و طی این مدت نمی توانستند هیچگونه فعالیت سیاسی داشته و دخالتی در باره مسائل سیاسی و اجتماعی این کشورها نمی کردند.

عمر ساقی می نویسد که این معادله برد برد از مدتی پیش برای یکی از این کشورها که بزرگ ترین آنهاست، یعنی عربستان سعودی تغییر کرده است. افزایش جمعیت و در همان حال کاهش درآمدهای نفتی، این کشور را با چالش های جدیدی روبرو ساخته است. عمر ساقی اعتقاد دارد که این دگردیسی در عربستان سعودی رفتار تهاجمی و جنگ طلبانه عربستان سعودی طی ماه های اخیر را تبیین می کند.

عمر ساقی در این راستا می گوید: در حالی که دیگر کشورهای بزرگ عربی منطقه خاورمیانه، مانند مصر از سال های 1970 در گیر جنگی فرسایشی میان رژیم حاکم و جامعه خود بوده اند، عربستان سعودی و دیگر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس با اتکا به درآمدهای نفتی و خصوصاً جمعیت بومی کم خود توانسته بودند تا موج ناشی ار انقلاب بهار عربی را در کشورهای خود مهار کنند. اما، با افزایش جمعیت و کاهش منابع درآمدی ، پایان استثناها برای عربستان سعودی فرا رسیده است.

کودکان معلول موصل، رویاهایی که فرو ریخته است

هفته نامه اکسپرس گزارش ویژه ای را به کودکان و نوجوانان عراقی اختصاص داده است که قربانیان در گیری ها در این کشور هستند. گزارشگر اکسپرس به منطقه موصل رفته و با نوجوانانی که در اثر بمباران ها و در گیری ها زخمی و معلول شده اند، گفتگو کرده است. اکسپرس از رویای فروریخته این کودکان و نوجوانان گزارش می دهد.

 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است