گوش کنید دانلود پادکست
  • 15h00 - 15h05 GMT
    GMT 15h00 18/12 اخبار جهان
  • 15h05 - 15h30 GMT
    GMT 15h05 18/12 دنباله برنامه
  • 15h30 - 15h44 tu
    GMT 15h30 18/12 اخبار جهان
  • 15h44 - 16h00 tu
    GMT 15h44 18/12 دنباله برنامه
  • 16h00 - 16h05 tu
    GMT 16h00 18/12 اخبار جهان
  • 16h05 - 16h30 tu
    GMT 16h05 18/12 دنباله برنامه
  • 16h30 - 16h44 tu
    GMT 16h30 18/12 اخبار جهان
  • 16h44 - 17h00 tu
    GMT 16h44 18/12 دنباله برنامه
برای بهره گیری کامل از فرآورده های چندرسانه ای، پلاگین فلش را در مرورگر رایانۀ خود نصب کنید برای ورود، کوکی ها را در رایانۀ خود فعال کنید سایت ار.اف.ای با مرورگرهای مختلف و از جمله اینترنت اکسپلورر۸، فایر فاکس۱۰، سفری ۳، گوگل کروم ۱۷ و .. سازگار است
فرهنگ و هنر

چند وچون و سزاواری جوایز فستیوال کن ۲۰۱۷

media  
فیلم غریب "میدان"، ساخته "روبن اوستلوند"، کارگردان سوئدی

همه دوستداران سینما و دنبال کنندگان فستیوال کن از جوایز داده شده توسط ژوری هفتادمین برگزاری این فستیوال، در پایان ۱۲ روز کار، آگاه شده اند.
هدف از یاد آوری این جوایز، پرداختن به جزئیاتی است که در معرفی این فیلم ها، کیفیت آنها و چند چون برگزیده شدنشان گفته نشد.

فیلم غریب "میدان"، ساخته "روبن اوستلوند"، کارگردان سوئدی

با نخل طلا آغاز کنیم که در آن یک مدیر موزه در استکهلم، می خواهد هنر را به درون جامعه ببرد و با نمایشگاه‌های تجربی مردم را به فکر وادارد و آنها را نسبت به معضلات جهان حساس سازد.
"میدان" فیلمی است با طنزی تلخ و بازیهای بسیار خوب و دقیق. این فیلم گر چه پرسش های مهمی چون کمک به مستمندان، نقش رسانه ها و چگونگی جلب توجه به معضلات جامعه را مطرح می کند، اما از پر گوئی و درازکردن صحنه ها باز نمی ایستد. تا جائی که تکرار های آن تماشاگر را به این فکر وا می دارد که ایا اورا تهی مغز ندانسته اند ؟
روبن اوستلوند" با فیلم "میدان"، گرچه به مسائل گروهی می پردازد اما می توانست با کاستن یک ساعت از فیلم، یا پاره‌ای از دیالوگ‌ها بی‌سروته و پند دهنده و هم چنین صحنه‌های اضافی ، فیلمی بسیار جالب و تعمق برانگیز ارائه کند.
"روبن اوستلوند" در گذشته ، با فیلم "برف درمانی" در بخش "نوعی نگاه"، توجه بسیاری را به خود جلب کرده بود. فیلمی که در سینماها هم به دلیل موضوع و پرورش خوب هم مورد توجه قرار گرفت/

"۱۲۰ ضربه در دقیقه"، فیلمی که "نخل طلای" "پدرو آلمو دووار" بود.

اما هشت عضو دیگر ژوری او را همراهی نکردند و در واقع "نخل طلای دوم" یا "جایزه بزرگ هیات داوران" به آن داده شد.
در "120 ضربه در دقیقه"، "رومن کامپیو" به سال‌های 90 یا سال‌هائی بازمی‌گردد که ده سال از پیدایش بیماری ایدز گذشته است. اعضای انجمن "اکت آپ" که بسیار در راه دفاع از حقوق همجنس گرایان تلاش می کند، شاهد تنش‌هائی در درون این گروه می شود "رومن کامپیو" همچنین عشق ها و از خودگذشتگی هایشان را پر رنگ می کند.
این فیلم 2:20 دقیقه ای که بیشتر به شکل یک مستند ساخته شده و می‌خواهد با صحنه های طولانی سکس، خستگی از پرداختش را بگیرد، بیشتر به دلیل موضوعش نظر شماری را جلب کرد تا ساخت آن. شاید این فیلم به دلیل انرژی ای که از آن می تراود و علیرغم درازی بیهوده شماری از سکانس ها، از جمله سکانسی که در دیسکوتک می گذرد، برای رقابت در بخش اصلی فستیوال کن برگزیده شده که جایش نبود.
به هر رو "پدرو آلمو دووار" ، رئیس هیأت داوران، با دیدن این فیلم منقلب شده آن را نخل طلای خود به شمار می آورد/
حال چرا "پدرو آلمو دووار" نسبت به این موضوع حساس است ؟
"پدرو آلمو دووار"، که تمایلات جنسی اش ب کسی پوشیده نیست، یکی از سردمداران جنبش "مویدا" در اسپانیاست که در سال‌های 80 پس از دیکتاتوری "فرانکو" این نام را برخود گرفت.
در واقع در سالهای دهه هفتاد، شماری از هنرمندان ساکن مادرید، که به فرهنگ عامیانه گرایش داشتند ورژیم آنها را تحریک کننده، بی عفت و بسیار آزاد توصیف می کرد، در برابر مدرنیته اقتصادی سر بلند کردند، که به گفته آنان مانع زایش و نو آوری فرهنگی در کشورشان شده بود. آنها به گونه ای موج نو در زندگی فرهنگی اسپانیا به وجود آوردند.
تا سالهای 80 از کلمه "مویدا" برای نامیدن این گروه استفاده نمی شد، چرا که این واژه از "هاسر اونا مویدا" گرفته شده بود که به معنای رفتن از مادرید به حومه، برای خریدن حشیش و مواد مخدر دیگر برای مصرف آن در مادرید بود.
تنها پس از مرگ فرانکو بود که هنرمندان یادشده توانستند در صحنه علنی به ارائه آثار خود بپردازند.

و جایزه بهترین کارگردانی !!"شکار" "سوفیا کوپولا"

آخرین فیلم "سوفیا کوپولا" دختر "فرانسیس فورد کوپولا، که ریمیکی بود از فیلم خوب "دان سیگال"، که در سال 1971 ساخته شد ، برنده جایزه بهترین کارگردانی شد.
در آن فیلم "کلینت ایست وود" نقش یک سرجوخه ارتش شمال آمریکا را در زمان پایان جنگ‌های داخلی این کشور ایفا می کرد . داستان بدین گونه است که این سرجوخه که زخمی شده بر حسب اتفاق توسط یک دختر بچه یک پانسیون دخترانه جنوب در جنگل پیدا می شود و در این پانسیون توسط مدیره ها درمان می گردد. علیرغم حضور هنرپیشگانی چون "نیکول کیدمن"، "کرستن دانست" و "کالین فارل"، در فیلم "سوفیا کوپولا"، این ریمیک ما را به جائی نمی برد و تکراری است بیهوده.

"بدون عشق"، فیلمی سزاوار نخل طلا یا دست کم بهترین کارگردانی، اما برنده جایزه "ژوری"

"آندره ی ایزویاگنتسیف" کارگردان روسی، در "بدون عشق"، با توانائی بسیار، موضوع مورد علاقه خویش یعنی معضلات خانوادگی در جو جامعه فراکمونیست روسیه و واژگونی بسیاری از معیارها را کارگردانی می کند.
او در این فیلم با پلان‌های فوق‌العاده و با هوشمندی بسیار، پدر ومادر جوانی را به تصویر می کشد که در حال جدا شدن هستند و یکدیگر را می درند. آنها هیچ رحمی به پسر بچه 10 ساله خود نمی کنند.
"آندره ی ایزویاگنتسیف" صحنه های رنج این پسر بچه را، که هیچ جائی در این خانواده ندارد، هیچ محبتی نمی بیند و دائم شاهد بگو و مگوی خشن والدینش است را با فاصله بسیار نشان می دهد.
از این رو اشک به چشم نمی آورد بلکه گلوی بیننده را می فشارد و او را خشمگین و سنگین از سالن بیرون می راند
فیلم "ایزویاگنتسیف" ناخود آگاه تبدیل به مانیفستی ضد طلاق و رفتار والدین در برابر فرزندانشان می شود.
"آندره ی ایزویاگنتسیف" کارگردان وهنرپیشه روسی، که در سال 2003 شیر طلائی فستیوال ونیز را برای فیلم "بازگشت" ربود و پس از آن جایزه ویژه هیأت داوران بخش نوعی نگاه را در سال 2011 برای فیلم "النا" از آنِ خود کرد، با فیلم "طرد" در سال 2007 وارد بخش مسابقه‌ای کن شد. او همچنین جایزه بهترین سناریو را در سال 2014 برای فیلم "لویاتان" در بخش مسابقه‌ای فستیوال کن ربود.
او که بر استعدادش، تو سط ژوری فستیوال ونیز، در حدی که سزاوارش بود ارج نهاده شد، چندان در فستیوال کن به آن درجه ای که باید برسد نرسیده است.

گزینش بسیار بجای بهترین هنرپیشگان مرد و زن

"جوآکین فیکس" برای بازی خلاقانه در فیلم "تو هیچ گاه واقعأ در آنجا نبودی"، ساختن "لین رامسی" و " دیان کروگر"، هنرپیشه آلمانی برای بازی در فیلم "به سوی نابودی"، ساخته "فاتح آکین"، کارگردان ترک-آلمانی، با سزاواری بسیار جوایز بهترین بازیگران مرد و زن را ربودند.
" دیان کروگر" که زندگی هنری خود را در فرانسه آغاز کرده و سپس در آمریکا هم با شماری از بزرگان سینما همکاری داشته، برای نخستین بار درفیلمی بازی می کند که در آن زبان مادری اش یعنی آلمانی را به کار می بندد.

"تو هیچ گاه واقعأ در آنجا نبودی"، عنوانی شاعرانه برای فیلمی دردناک و برنده جایزه سناریو وبهترین هنرپیشه مرد

شش سال پس از فیلم "ما بایست در مورد کوین صحبت بکنیم"، "لین رامسی"، کارگردان اسکاتلندی، پس از 5 حضور در فستیوال کن، با فیلم بسیار تکان دهنده و خوش ساخت "تو هیچ گاه واقعأ در آنجا نبودی" به بخش مسابقه ای فستیوال کن رسید.
در این فیلم او داستان کسی را روایت نمی کند بلکه با تصویر برداری شگفت انگیز، زوایای مناسب دوربین، نور، دکوپاژ و ضرب آهنگ بسیار متناسب، از کودک آزاری، استفاده جنسی از آنان و پیامد هایش می گوید. او باز هم در این راه قصه گوئی نمی کند و به سان فیلم هائی از این گونه بر روی برخی از شرایط نمی ایستد بلکه با تلنگر های کوچک پیش می رود.
فیلم صحنه های خون و خونریزی نامستقیم بسیار دارد اما تحت تأثیر داستان، شخصیت "جو"، (با بازی خلاقانه "جواکین فنیکس"، که بسیار پیر و چاق شده) و مادرش واین که چگونه مافیائی در خدمت ربودن و تحویل دختر بچه ها به مردانی که حتا در میان سیاست مردان بلند پایه قرار دارند، به هر گونه جنایتی دست می زند، ما این خشونت را چندان نمی بینیم و حس نمی کنیم.
از ورای چند تصویر برق اسا در می یابیم که "جو"، که بر تنش جای زخم های بسیار دیده می شود، از رفتار پدری خشن بری نبوده است.
او که پیش تر در افغانستان جنگیده و زخم های آن جنگ را هم با خود یدک می کشد، در پی نجات دختر بچه ای از یک شبکه فحشا بر می آید.
با نشان دادن رویاها، تصاویر ذهنی، بازی با فرم ها و فریم ها غیر معمولی، "لین رامسی"، که پیش تر هم مارا به فیلم هائی تک و ناب عادت داده بود، باز هم غافلگیر می کند و بیننده را به سفری دائمی بین دنیای واقعی و تخیلی می کشاند.
البته شماری از "لین رامسی" برای فرمالیسم و بازی ماهرانه با تصاویر خرده می گیرند و می گویند این سبک و این بازی گاه به بهای از دست رفتن معنا تمام می شود. اما این زیبائی در خدمت سوژه ای به کار گرفته می شود که به شکلی ویژه و مدرن پرورش یافته است و همانگونه که گفته شد از روده درازی بیش از حد پیرامون یک سوژه پر هیز می کند. و این نقطه بسیار قوی فیلم است..
"لین رامسی" همچنین جایزه بهترین سناریو را به شکل مشترک با "یورگوس لانتیموس"، کارگردان یونانی با فیلم "کشتن گوزن مقدس" ربود.
گفتنی است که "لین رامسی" در سال 2013 عضو هیات داوران فستیوال کن بود که "استیون اسپیلبرگ" ریاستش را به گردن داشت.

"به سوی نابودی" با فاشیسم

فاتح آکین" فیلمساز ترک-آلمانی، با فیلم "به سوی نابودی" فاشیسم را هدف قرار داد و هنرپیشه اش" دایان کروگر" توانست به خوبی از ایفای نقش یک زخم خورده بر آید وجایزه بهترین هنرپیشه زن را ببرد.
در این فیلم بسیار خوش ساخت ، شوهر ترک و فرزند شش ساله یک زن آلمانی در یک سوءقصد فاشیستی و خارجی‌ستیز کشته می شوند. دادگاه به دلیل شک کوچکی در پرونده، دو متهم را تبرئه می کند. این زن در نقش کارآگاه، به دنبال قاتلان می رود تا انتقام خود را بگیرد و آنها را در یونان همراه با همدستشان از حزب "افق طلائی"- حزب فاشیست این کشور، می‌یابد که شهادت دروغین در دادگاه داده بود...
فاتح آکین ، که از والدین ترک در آلمان به دنیا آمده، در سال 2004 با فیلم "در برابر دیوار"، جایزه "خرس طلایی" جشنواره بین‌المللی فیلم برلین را از آن خود کرد. او نخستین کارگردان ترک بود که پس از چهل سال این جایزه را دریافت می‌کرد.
این کارگردان سپس با فیلم مستند و موزیکال "آنسوی پل" در بخش نمایش ویژه فستیوال کن در سال 2005 شرکت کرد و با فیلم "در آن سو" در سال 2007 به بخش مسابقه‌ای گام نهاد.

"کشتن گوزن مقدس" برنده دیگر جایزه بهترین سناریو

فیلم "کشتن گوزن مقدس"، آخرین فیلم "یورگوس لانتیموس"، کارگردان یونانی، با نقش آفرینی "نیکول کیدمن" و "کالین فارل" ، داستان خانواده ای خوشبخت را به تصویر می کشید که ناچار می شود بهای اشتباه پدر خانواده را، که جراح است، بدهد و یکی از اعضایش را به جای پدر خانواده دیگری که بر روی تخت عمل جراحی درگذشته، قربانی کند.
فیلمی که در پایان و در سئانس ویژه خبرنگاران هو شد.
"یورگوس لانتیموس" در سال ۲۰۰۹، جایزه جوانان و نوعی نگاه را برای فیلمش "دندان نیش" ربود. او در سال ۲۰۱۵ جایزه هیات داوران بخش اصلی را برای فیلم "خرچنگ" به دست آورده بود.

جوایز دیگر

نخل طلای فیلم های کوتاه به "کیو یانگ" برای فیلم "یک شب آرام" رسید و دوربین طلائی، که به نخستین فیلم کارگردان در همه بخش داده می شود، به "لئنور سرای"، کارگردان فیلم "زن جوان" رسید. این دومین سالی است که نخل طلا به یک کارگردان زن فرانسوی داده می شود.

 
با تاسف، مهلت اتصال به پایان رسیده است